فشرده سخن اين است كه عمدهترين دليل در آن شنيدن از معصوم ، و تعبّد « 1 » است و اخبار وارده در آن مانند همين فرمايش اميرالمؤمنين مخالف آن نمىباشند .
زيرا آن حضرت مىخواهد روشن كند كه نازل نشدن بسم اللّه در سوره برائت به آن حكمت است پس مىخواهد بفرمايد كه با آن نازل نگرديده چنان كه قشيرى و ديگران صريحا گفتهاند كه « جبرئيل آن را در آن سوره فرودنياورده » .
چند ثمرهء فقهى
چون دانستى كه بسم اللّه يك جزء از هر سوره مىباشد ، و حجابى است كه ميان دو سوره واقع شده و آنها را از يكديگر جدا ساخته بايد بدانى كه بسيارى از مسائل فقهى بر او مترتّب مىشود مانند آنكه :
1 ) اگر كسى سوره « حمد » را شروع نمايد و نيّت كند « بسم اللّه » آن جزء سوره اخلاص مثلا باشد نمازش باطل است .
2 ) همچنين اگر در وقت خواندن قل هو اللّه قصد كند بسم اللّه - آن از حمد يا سوره ديگر باشد نمازش درست نيست .
3 ) اگر شخصى جنب است و گفتيم خواندن همهء چهار سورهاى كه آيه سجده واجب دارند بر او حرام است - نه فقط خواندن آيات سجده - بنابراين اگر بسم اللّه را خواند و نيّت كرد كه آن جزئى از
هامش
( 1 ) به صرف آنكه شارع گفته پذيرفتن .