رستگارى و توفيقدهنده است .
آخرين كاوش
محدّث نورى - رحمة اللّه عليه - به دستهاى از اخبار ساختگى و گفتار سست و بىپايه و رواياتى كه در صدد تأويل بودهاند چسبيده و بعضى آنها را به بعض ديگر تلفيق نموده و بر تحريف شدن كتاب خدا به آنها استدلال كرده با قرآنى كه از زبان نازلكنندهاش وصف شده به :
« انّا نحن نزّلنا الذّكر و انّا له لحافظون » .
وى آن سرهمبنديها را در كتابى جمع كرده و « فصل الخطاب فى اثبات تحريف كتاب ربّ الأرباب » ناميده .
خواننده عزيز :
نظر شما چيست ؟ هرگاه امر دائر باشد ميان آنكه تحريف را به كسى كه قائل به آن است اسناد دهيم يا به قرآن كداميك به آن شايستهترند ؟ ! گذشته از آنكه بقيهء تأليفات او قوىترين گواه بر اين است كه عالم به علم حديث و پىگير دقيق در آن است نه تحقيقكنندهء متبحّر و شايسته آن بود كه از مرحلهاى كه برايش ميسّر بوده فراتر نرود . و شگفتانگيزتر از قولش به تحريف گفتهء وى در آغاز خطبه كتابش مىباشد كه گويد :
« الحمد للّه الذى انزل على عبده كتابا جعله شفاء لما فى الصدور . . . » « خداوندى را سپاس گويم كه بر بنده خود كتابى نازل نمود كه آن را درمان قرار داده براى بيماريهائى كه در سينههاست » .