خفيه مىگويند نامت را كنون * خفيه هم بانگ نماز اى ذوفنون
از هراس و ترس كفّار لعين * دينت پنهان مىشود زير زمين
من مناره بركنم آفاق را * كور گردانم دو چشم عاق را
چاكرانت شهرها گيرند و جاه * دين تو گيرد ز ماهى تا به ماه
تا قيامت باقيش داريم ما * تو مترس از نسخ دين اى مصطفى
اى رسول ما تو جادو نيستى * صادقى هم خرقهء موسيستى
هست قرآن مر تو را همچون عصا * كفرها را در كشد چون اژدها
گر جهان فرعون گيرد شرق و غرب * سرنگون آيد خدا را گاه حرب
تو اگر در زير خاكى خفتهاى * چون عصايش دان تو آنچه گفتهاى
گرچه باشى خفته تو در زير خاك * چون عصا آگه بود آن گفت پاك
قاصدان را بر عصايت دست نى * تو بخسب اى شه مبارك خفتنى
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب
ص١٢٣