هامش
اخير بشدت معترضم و معتقدم كه با كمال تاسف تحت تاثير رندهاى دكهدارى قرار گرفتهاند كه اين روزها دارند به نام " تشيع " و " ولايت " با عرضههاى خام و تلقيهاى عوامانه سطحى و مبتذل خويش ، نان مىخورند و . . . " به ما نشان مىدادند ، آن فرد يا گروهى كه با شعور و آگاهى و توجه به اوضاع و احوال و شرائط زمان و پيروى از امامان شيعه و عالمان و متفكران اين مذهب و برخوردار از موضع انسانى و اسلامى تشيع به اصل اساسى و مقدس " وحدت اسلامى " در قبال تفرقهافكنيهاى استعمار اعتقاد دارد و به اين بهانه مىگويند : " بحث نكنيد " ، كيانند ؟
و يا كدام است آن شيعهى مسئول و آگاهى كه دم از طرفدارى " اتحاد اسلامى " مىزند و در اين رهگذر تا آنجا پيش مىرود كه شيعه بايد براى رسيدن به اين هدف دست از مبادى و اعتقادات خود بردارد ؟ ( آنطور كه خودم از يكى از عالمان فاضل كه متاثر از همان رنود هفت رنگى است كه ولايت را دكه خود قرار دادهاند ، شنيدم ) متاسفانه اينها اتهاماتى است كه به عدهاى از بزرگترين متفكران و مفاخر شيعه كه مسئوليت شيعه بودن را درك كردهاند و عقايد شيعى را تنها يك سلسله ذهنيات و حب و بغضهاى مجرد كه هيچ نقش عملى