هامش
توجيه كرد ، يا بايد گفت : " شأننزولها " نظرى هستند و هريك از راويان ، آيه را به يكى از قصههاى مناسب ارتباط داده يا بايد گفت : همهء روايات ، يا بعضى از آنها جعلى و ساختگى است .
. . . وقتىكه شيوع جعل و تحريف و مخصوصا " دخول اسرائيليات " و آنچه از ناحيهء منافقين كه شخصا شناخته نمىشدند ، ساخته شده و داخل روايات گرديده است . . . اعتمادى به روايات اسباب نزول باقى نخواهد ماند . . .
اساسا " مقاصد عاليه قرآن مجيد كه معارف هميشگى و جهانى مىباشند نيازى قابل توجه ، يا هيچ نيازى ، به روايات اسباب نزول ندارند "
( قرآن در اسلام صفحهء 103 )
اين است نظريه عالم متخصص شيعىمذهب ، دربارهء اساس و ماهيت روايات " شأن نزول " كه اولا : آنها را ازنظر سند و مضمون قابل اعتماد نمىداند و برفرض صحت هم نياز احكام و معارف جهانى قرآن را به روايات اسباب نزول از ريشه مورد انكار قرار مىدهد ، و آن است نظر قلمزن غير واردى كه آيات عمومى قرآن را به " شأن نزول " تخصيص مىزند ! كه يعنى " ابرار " شامل " فضهء خادمه " مىگردد ، ولى امام صادق ( ع ) و امام باقر ( ع ) ، مشمول اين آيه نيستند ( اعاذنا اللّه من شرور انفسنا )