به " شأن نزول " اين آيات اعتراف كرده ، مىنويسد :
" اين آيات از جهت عموميت همهء نعمتها ، و تمامى نيكوكاران و بندگان خدا را شامل و ويژه شخص يا اشخاص معينهاى نيست " .
سپس مؤلف كتاب در رد فخر رازى كه قائل به " عموميت " آيات شده ، چنين مىنويسد :
" . . . گرچه بهحسب صورت ، آيات عموميت دارد ، ولى به دليل قطعى كه در شأن نزول آن وارد گرديده ، تخصيص داده مىشود و تخصيص عمومات كتاب به ادلهء مخصصه چه از خود كتاب ، و چه از احاديث مقطوعه ، از مسلمات نزد اصوليين است و . . . " ! ! !
ملاحظه مىفرمائيد كه وقتى شخص غير متخصص ، قلم به دست بگيرد ، و لو اينكه مخلص هم باشد ، بدون اينكه خودش هم بفهمد ، با چه وضع ناگوارى به عنوان طرفدارى از على ( ع ) و خاندان گراميش به قرآن اهانت مىكند و عمومى بودن و جهانى بودن قرآن را ناخودآگاه مورد انكار قرار داده و از اعتبار مىاندازد ! ؟
در اينجا تنها مطلبى كه مىتوانم بگويم اينست كه حق با " فخر رازى " است . « 1 » و آيات هرچند كه قطعا " در مورد
هامش
( 1 ) - اميدوارم متهم به " ضعف ولايت " نگردم ؟ !