تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
يگانگى و آمادگيتان برنمى انگيختم و چون سستى و امتناع شما را در جنگ مى ديدم رهايتان مى كردم . مگر نمى بينيد كه سرزمين هايتان را گرفته و شهرهاتان را گشوده و در كشورتان جا گزيده‌اند و سپاهيانشان را بسوى شما بسيج مى كنند خدايتان رحمت آورد براى پيكار با دشمن به راه افتيد و گرانبار بر جاى نمانيد كه بخوارى مى افتيد و بيچاره مىشويد و فرومايگى بهره شما مىشود ، دشمن جنگاور شما هوشيار است و اگر شما بخوابيد او بيدار است . و السلام

حاكمان رشوه خوار

اى مردم گونه‌گون ( كه هر روز برنگى درمى آئيد ) دلهائى پراكنده داريد ، پيكرهايتان نمايان و خردهاتان ناپيداست ، هر چند با مهربانى شما را به حق مى خوانم ، از حق بمانند بزى كه از فرياد شير بهراسد گريزانيد هيهات چگونه بكمك شما مى توانم چهره عدل را از تاريكى ستم بيرون آرم و كجى حق را براستى آورم . بار خدايا تو آگاهى كه تلاش و جهاد ما براى اشتياق و دست يا بى بمقام حكومت نيست و نمى خواهيم كالاى بى ارج دنيا را بدست آوريم بلكه مى خواهيم نشانه‌هاى از ياد رفتهء دين را بمردم بازگردانيم و در شهرهاى تو شايستگى را پديد آوريم ، تا بندگان ستمديده آسايش يابند و كيفر بخشى تبهكاران را كه معطل مانده بر پاى دارم .