خون بناحق مريز
زنهار ، از خونريزى بپرهيز و خونى بناحق مريز ، كه گناهى از آن بد كيفرتر و زشت حاصل تر نيست ، گناهى كه بدوران حكومت پايان مىدهد و روزگار زمامدارى را بسر مى آورد و خداى پاك در روز رستاخيز پيش از هر چيز در بارهء خونريزى بداورى مى پردازد پس مبادا كه زمامداريت را بريختن خونهاى ناروا استوار سازى كه اين جنايت حكومت را سست و ناتوان مى سازد بلكه تباه و ديگرگونش مىكند و تو در بارهء كشتار عمدى هيچ پوزشى در پيشگاه خدا و نزد من ندارى زيرا پاداش آن مرگ است و اگر باشتباه مرتكب قتلى شدى و تازيانه و شمشير تأديبت بدون عمد كسى را كشت چنان كه از مشت زدن هم ممكن است كسى از پاى در آيد ، بايد خونبهاى مقتول را بپردازى و نبايد قدرت حكومت ، ترا از پرداخت حق اولياء مقتول باز دارد .
خود خواه مباش
بر تو باد كه از خويشتن خواهى و خودپرستى بپرهيزى و از هر كار كه ترا به اين خوى بكشاند بر كنار بمانى و هرگز دوست ندارى كه ترا بستايند ، كه اين ستايش خواهى و خود پرستى براى شيطان فرصت بزرگى است كه مىتواند از راه آن احسان نيكوكاران را نابود سازد .
هرگز در برابر احسان خويش ، بر مردم منت مگذار ، و خدمات