« . . . خدا فقط از پرهيزكاران كارهايشان را قبول مىكند . »
اطاعت از رهبرى يكى از مقتضيات حجّ
حجّ قبول نمىشود مگر از انسان با تقوى ، چون وقتى حجّ به شعار و عنوانى براى انسان بدل شود بدون اينكه دافعهها و فوائد حقيقى آن شناخته شود هيچ نفعى و يا نفع كمى مىرساند ، در حالى كه معرفت و شناخت نسبت به احكام حجّ و دلايل آنها منافع بيشترى را متوجّه انسان مىسازد . به عنوان مثال خداوند متعال برخى از فوائد حجّ را مىشمارد و مىفرمايد :
( ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ) « 1 » .
« سپس فرو بگذارند آلايش خويش را و وفا كنند به نذرهاى خود و بايد طواف كنند گرد خانهء كهن . »
اين آلودگى توسّط امام معصوم و بوسيلهء فقهاى متعهّد در زمان غيبت زائل مىشود . بديگر سخن حجّ مورد قبول قرار نمىگيرد مگر اينكه فرد مسلمان به امام و يا وصى رجوع كند و تعاليم اسلام را از ايشان اخذ كند و سپس به نشر ارشادات و وصاياى او در اقصى نقاط عالم بپردازد .
بنابراين حجّى كه متضمّن ديدار با امام باشد ، و به تبع آن موجب نشر معارف والاى امامت شود ، همان حجّى است كه روح بيدارى
هامش
( 1 ) - سورهء حجّ ، آيهء 29 .