نيست « 1 » ، نيز : « وجهى بمائه » يعنى رويم به آبروى ( آب روى ) بود « 2 » .
و شاعر گويد :
آب شرم در گونههايش همى دود . . . « 3 » و اين آب است كه هم تنها و هم در آميخته آشاميده شود ، با آنكه ديگر آشاميدنيها ، خالص آشاميده نشوند و سودى ندهند مگر با در آميختن با آب . پس از همهء اينها ، آب مايهء پاك شدن تنها و زدوده شدن چركهاست .
پيامبر « ص » فرموده است : « هيچ چيز آب را نجس نكند » « 4 » و هم از آب است يخ و برف و تگرگ . و آب را با اين همه خواص سردى و گوارايى ، اصالتى است در سپيدى « 5 » ، و زيبايى است در ديد و اثرى لطيف است در روح .
و از برترى جبل بر عراق اين است كه چون در بغداد ، يا در ناحيهء كوفه و بصره به بيمارى در حال نقاهت ، گويى : چه خواهى ؟ گويد : اندكى آب سرد ، يا اندكى برف يا يخ .
نيز آب را در كار سوگند آوردهاند . شاعر گويد :
محبوبهام خشمناك است ، اى خانواده او ، به خداوند سوگند ، تا او شاد نگردد 224 ، آب سرد ننوشم .
و از آبهاى جهان ، زمزم است كه شفاى دردهاست .
در همدان چشمههاى آب گرم بسيارى است كه براى بيماريهاى سخت چون : نقرس ، و بادهاى مزمن و ديگر بيماريهاى شديد سودمند افتد و بهبود
هامش
( 1 ) - يعنى : آبرو ندارد ، يا : شرم ندارد ، يا : آب و رنگ و زيبايى ندارد .
( 2 ) - يعنى : ارزش شخصيت من ( سمت من ) به آبروى من است . يا : چهرهء من ارجمند آب و رنگ خود است .
( 3 ) -( ماء الحياء يجول فى و جناته * . . . . . . . . . . . . . . . . . . . )( 4 ) - حديث تتمهيى دارد دربارهء موارد تغير آب و تنجس آن . رك : جوامع حديث و كتب فقه . نيز نسخهء عكسى ( ورق 116 الف و ب ) .
( 5 ) - كذا فى الاصل ، هر چند آب بىرنگ است .