و فارس و كرمان و كوفه و اطراف آن و خيبر و دهستانهايش و اهواز و خرما بنانش ، به سيصد و شصت قسم رسيد ، همه نخلهايى پر حاصل و معروف * 142 و نفيس و زبانزد و نو ظهور و كم مانند و خوشبو و شگفتانگيز .
و اهوازيان راست گونه گونه شكر و خرما .
و مردم شوش راست به ويژه ، و جندىشاپوريان را ، مهارت در بافتن جامههاى ابريشم و ديبا . و شوشتريان را نيز همين ويژگى هست .
سپس شهرهاى جبل است و شگفتيهاى آنها ، چون ميوهء سرهء بسيار و زعفران و انواع پنبه و گونه گونه فراوردهء دلپذير از شير چون پنير و لور * 143 .
و مردمان همدان راست به ويژه ، مهارت در ساختن اقسام آينه و كفچهء خوان و بخوردان و طبلهاى مذهب كه در ساختن آن بر همهء مردم زمين سرند .
و مردم رى راست سينىهاى رنگ روغنى و حرير و ابزار بسيارى كه از چوب سازند چونان اقسام شانه و نمكدان و كفچليز . چنان كه آنان راست پوشاكيهاى سپيد طرازى « 1 » و طيلسانهاى « 2 » سپيد سره و جامههاى منيره « 3 » .
سپس بغداد دوم بود ، يعنى اصفهان ، و مواهبى كه مردمش از آنها بر خور دارند . چونان هواى خوش و آب گوارا و استادى در انواع صنعتها .
زيرا آنان راس اقسام جامههاى مروى و عتابى « 4 » و ملحمهاى « 5 » شگفت ، و
هامش
( 1 ) - شايد با آنچه در دزى ( فرهنگ البسه مسلمانان ) پايصفحهء صفحات 334 - 335 آمده است ، ارتباط نزديك داشته باشد ، رجوع شود .
( 2 ) - رك : فرهنگ البسه ص 262
( 3 ) - پارچهاى آبى ، يا دو بافت . رك : فرهنگ البسه ص 401 و نيز ص 75 - 76 پايصفحه .
مقدسى گويد : از رى انواع منسوجات مخصوصا نوعى از آن كه « منير » نام دارد بيرون مىآيد . رك : مقدسى ، 395 و لسترنج 245
( 4 ) - به ضم عين ، منسوب به يكى از محلات بغداد . رك : فرهنگ البسه ، ص 105 ، پايصفحه و نيز ص 409
( 5 ) - پارچهاى است كه تنها تارش ابريشم است . و همين تفاوت آن است با ديباج ( ديبا ) كه تار و پودش ابريشم است . رك : فرهنگ البسه ، ص 108 پايصفحه .