و مردم مغرب راست استرهاى بربرى و كنيزكان اندلسى و نمور * 132 زنگبارى .
و مصريان راست نيل و ماهيان شگفت انگيزى كه در آن است و اسب و نهنگ ( تمساح ) * 133 و هم آنان راست ماهى رعاد * 134 و ريگ ماهى ( اسقنقور ) * 135 و جامههاى دبيقى و شطوى و كتانهاى نرم موزون و مسير * 136 .
و ديگر انواع لباسها و جامههاى كتان و پشمى و استرهاى مصرى و الاغهاى مريسى و پوشاكهاى تنسى و اسكندرانى .
و مردم يمن راست حلههاى يمانى و جامههاى سعيدى و عدنى و در شهرهاى آنان است اسپرك ( ورس ) و كندرو اسبهاى مهرى و شمشيرهاى يمانى .
و در آنجاها بوزينه و نسناس نيز هست و عجايب ديگر .
سپس عراق است كه خود قلب زمين و خزانهء پادشاه بزرگ است .
خداوند ، عز و جل ، اهل كوفه را به ويژه ، بافتن وشى * 137 و خز داده است و هم گونه گونه ميوهها و خرماها و خرماى قسب * 138 كه مانند آن در بصره و اهواز و بغداد و حجاز نيست ، چونان هيرون و مشان و قسب العنبر و نرسيان ، و روغنهاى خوشبوى فراوان .
و خود دربارهء عجايب بغداد هر چه خواهى بگوى ، زيرا آنچه كه از انواع بازرگانى و صنعت در شهرها پراكنده است ، در بغداد گرد آمده است .
و آنان راست چيزهايى كه ديگران را نيست . يعني : جامههاى سپيد مروى و جامهاى بلورين محكم و بشقابهاى چوبين و جامها و آبخوريها و كاسههاى سنگى « 1 » بزرگ و نيز دارش ( چرم سياه ) و لكاء ( چرم سرخ ) * 139 ويژهء بغداديان است . و در اين دو ، شگفت مايهيى است ، و آن اين است كه دارش را در اين سو درست كنند و لكاء را در آن سو « 2 » . بدان گونه كه اگر دارشسازان بكوشند تا در آن سو كه لكاء سازند دارش بسازند نتوانند . و همين سان ،
هامش
( 1 ) - يا كاسههاى سفالين ، يا كاسهء بزرگ گلين ، متن غضاير . رك : مقدمهء الادب .
( 2 ) - ظ : مراد دو سوى دجله است .