گفتار ما
دربارهء اين روايت و روايتهاى ديگرى كه از زبان امامان معصوم عليهم السّلام به ما رسيده است يك نكته لازم به يادآورى است و آن اين است كه وقتى معصوم عليه السّلام سخنى را آغاز مىفرمايد ، در همان آغاز مىداند و توجه دارد كه در پايان كلام چه خواهد فرمود و نيز در حين سخن گفتن ، اوضاع و احوال شنوندگان يا كسانى را كه در آينده ، آن كلام به آنها خواهد رسيد در نظر مىگيرد و گاه مصلحت را در آن مىبيند كه كلام را به گونهاى رها كند تا مورد انكار منكران قرار نگيرد . بعد از ذكر اين نكته ، اينك مىگوئيم :
امام على بن ابى طالب عليه السّلام در اين روايت ، ابتدا به توحيد خداى تعالى و يگانگى آن ذات مقدس پرداخته ، سپس خلقت نورى خودش قبل از پيامبران عليهم السّلام را مطرح كرده ، آنگاه فضيلتها و مقام بلند خود را عنوان مىفرمايد و با اينهمه ، تأكيد مىكند كه او بندهء خدا و برادر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است ، سپس حول و قوه را منحصر به خدا دانسته ، او را حمد و ستايش مىكند و خود را تابع امر پروردگار معرفى مىنمايد و تمام اين مقدمهچينيها و مطالب براى اين است كه بيان كند كه اگر كار خارقعادت انجام مىدهد يا چندين بار رجعت مىكند همه به اذن پروردگار و قدرت اوست و همچنان كه نمىتوان قدرت خدا را انكار كرد ، هر كارى هم كه به اذن خدا انجام گيرد قابل انكار نيست .
روشن است كه اينكه ، آن حضرت ، كمالات و فضيلتهايى را در اين روايات براى خود مطرح مىفرمايد به اين معنى نيست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و امامان ديگر عليهم السّلام داراى اين كمالات نيستند ، بلكه منظور اين است كه على عليه السّلام مأمور اجرا و به ظهور رساندن اين كمالات است و اين يك ويژگى است كه خداوند به آن حضرت اختصاص داده است .
و خداوند سبحان اراده فرموده است كه آن حضرت ، با همهء پيامبران و امتهاى گذشته ، رجعت كند و به اذن و ارادهء خدا از ستمكاران اول و آخر عالم انتقام بگيرد ، و در عين حال خداى سبحان فعّال ما يشاء است و سررشتهء همه كارها ، يكسره به دست اوست ، و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العلىّ العظيم . و الحمد للّه ربّ العالمين .
آنچه از آيهها و روايتهاى مربوط به غيبت و ظهور و رجعت كه در نظر بود ذكر شود ، آورده شد و در هر فصلى ، توضيح مختصرى دربارهء آنها بيان شد .