تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشموس المضيئة في الغيبة والظهور والرجعة (ظهور نور) (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
خوشيهاى بهشتيان و ناراحتى دوزخيان به دست من است ، « 1 » و من آن بازگشتى هستم كه هرچيزى بعد از پايان يافتن هستىاش به آن برمىگردد ، حساب همهء خلق با من است ، بخششها به دست من است ، من مؤذن و بانگ برآورندهء بر اعراف ، ظاهركنندهء خورشيد ، من دابّة الارض و تقسيم‌كننده آتش و نگهبان بهشتها و صاحب اعراف هستم . من امير مؤمنان ، رئيس متقيان ، نشانه و آيه براى پيشينيان ، و زبان گوياى گويندگان و آخرين جانشينان و وارث پيامبران ، خليفهء پروردگار جهانيان ، صراط مستقيم پروردگار و اردوگاه او در زمين هستم . من حجت خدا بر اهل آسمانها و زمين و موجودات بين آسمان و زمين هستم ، من آن كسى هستم كه خداوند در آغاز آفرينشتان به واسطهء من بر شما حجت را تمام كرد ، من گواه روز جزا هستم ، من آن كسى هستم كه دانش خوابها ، اتفاقات و داوريها را دارم ، سخن حق و نسبهاى صحيح مردم پيش من است و من نگاهبان آيات و احكام الهى پيامبران و رسولانى هستم كه در نزد مردم كوچك شمرده شده‌اند . من صاحب عصا و آهن گداخته هستم و من آنم كه ابرها و رعد و برق ، تاريكى و روشنى ، بادها و كوهها و درياها ، و ستارگان و خورشيد و ماه در اختيار من است . من امير پولادين ، جداگر حق و باطل از هم در ميان امت ، و هدايت‌كنندهء مردم هستم . من كسى هستم كه با دانشى كه پروردگار در سينه‌ام نهاده است و با رازى كه در دل محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نهاده و پيامبر در دل من قرار داده است ، عدد هرچيزى را مىدانم و من آنم كه پروردگارم اسم و كلمه و حكمت و دانش و فهمش را به من عنايت كرده است . اى جمعيت مردم ! قبل از آنكه مرا نيابيد ، هرچه مىخواهيد از من بپرسيد ، خدايا من تو را گواه مىگيرم و در برابر آنها از تو يارى مىجويم ، و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العلىّ العظيم و حمد و سپاس مىگويم خدا را در حالىكه امر و فرمانش را تابعم و اطاعت مىكنم . » « 2 »
هامش
( 1 ) . در متن روايت « تزويج أهل الجنّة » آمده است ، لكن به نظر مىرسد « ترويح أهل الجنّة » مناسبتر باشد . مترجم ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 46 ، روايت 20 .
الشموس المضيئة في الغيبة والظهور والرجعة (ظهور نور) (فارسى) — صفحة 241 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى) / جواد وزيرى فرد