سپس امير المؤمنين يك بار با رسول اللّه رجعت مىكند تا خليفهء روى زمين باشد و امامان عليهم السّلام كارگزارانش باشند ، تا اينكه خداوند ، آشكارا او را برانگيزد و عبادتش در زمين ، آشكار باشد ، همانطور كه قبلا خدا را ، در سرّ و نهان ، عبادت كرده است . . . آرى به خدا چندين بار و بيش از آن - و با دست چند بار اشاره فرمود - خداوند ، ملك تمام دنيا و پادشاهى آن - از روزى كه دنيا را آفريد و تا وقتى فانى شود - را به پيامبرش مىدهد و تا وعدهاى را كه در كتاب داده است كه
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ *
« 1 » » وفا نمايد . « 2 »
4 . حسن بن عبد اللّه از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « من فاروق « 3 » اكبر هستم ، من صاحب آهن گداخته و نشر اول و آخر « 4 » و صاحب رجعتها و برترين دولت و قدرت هستم ، وعدهء خدا به دست من انجام مىگيرد و كلمهاش تمام مىشود و به دست من دين كامل مىگردد . » « 5 »
گفتار ما
از روايات اين فصل و روايات مشابه ديگرى كه ما آنها را در اينجا نياوردهايم ، معلوم مىشود كه مشيت و ارادهء خداوند بر اين تعلق گرفته است كه در ادامهء اين عالم ، عالم ديگرى كه طول آن با طول دنيا از زمان آدم عليه السّلام تا قائم عليه السّلام برابر است ، برقرار شود تا پيامبران و جانشينانشان عليهم السّلام و پيروانشان از اول عالم و مستضعفان و صالحانى كه داراى ايمان ناب هستند ، بعد از پيدايش دولت عدل و حكومت صالح ، از عنايات خاص الهى در زمين بهرهمند شوند و مستكبران و دشمنان و كافران محض ، پاداش كارهاى بدشان را ببينند .
آيهء
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَكِّنَ
هامش
( 1 ) . توبه : 33 ، و صف : 9 - تا دينش را علىرغم ميل مشركان بر تمام اديان مسلط كند . و در هردو جا آيه به اين صورت است : ليظهره . . .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 74 ، روايت 75 .
( 3 ) . فرق گذارنده و تميزدهندهء بين حق و باطل . مترجم
( 4 ) . شايد مقصود نشر و باز كردن اولين رايت و آخرين رايت باشد . مترجم
( 5 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 98 ، روايت 114 .