استاد علامه - رضوان اللّه تعالى عليه - مىفرمايد : « بدانكه اين آيه از ناحيه امامان معصوم عليهم السّلام سه تفسير شده است ، يكى به روز قيامت ، كه در تفسير عياشى از امام باقر عليه السّلام نقل شده است ، ديگرى به رجعت كه صدوق از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است و سوّمى به ظهور مهدى عليه السّلام كه عياشى به دو طريق از امام باقر عليه السّلام در تفسيرش آورده است و نظير اين تفاسير زياد است .
هرگاه تأمّل و دقت نمايى ، آيات زيادى را مىيابى كه تفسيرى كه از امامان عليهم السّلام در بارهء آنها به ما رسيده است ، گاهى تفسير به قيامت است ، گاهى تفسير به رجعت و گاهى تفسير به ظهور حضرت مهدى عليه السّلام ، و اين قضيه ، غير از وحدت و يكسانى در چگونگى و سنخيتى كه بين اين سه واقعه وجود دارد ، دليل ديگرى ندارد ، و مردم چون دربارهء حقيقت روز قيامت تحقيقى نكردهاند و براى فهم آنچه قرآن در بيان وضع اين روز بزرگ بيان فرموده ، وقتى را اختصاص نداده و همتى مصروف نداشتهاند ، بنابراين دربارهء معنى اين روايات به اختلاف و تفرقه دچار شدهاند ، و گروهى از آنها ، اين روايات را باوجود اينكه تعداد آنها به صدها و شايد در ابواب مختلف به پانصد عدد مىرسد ، به دور انداخته و ناديده گرفتهاند ، و گروهى ، باوجود اينكه روايات كاملا روشن هستند ، آنها را تأويل نموده و به معنى ديگرى برگرداندهاند و گروهى هم - كه در بين سه گروه بهترين طريقه را در پيش گرفتهاند - روايات را نقل مىكنند و در مورد آنها هيچ بحث و توضيحى ندارند .
عموم مسلمانان - غير از شيعه - هرچند كه به ظهور حضرت مهدى اعتراف كرده و آن را به طرق متواتر از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل كردهاند ، امّا رجعت را انكار كرده و اعتقاد به آن را از ويژگيهاى شيعه دانستهاند و بعضى از منسوبين به شيعه نيز در اين روزگار ، همان نظر را پذيرفتهاند . »
كمى بعد ، در ادامه مطلب ، استاد - رضوان اللّه تعالى عليه - مىفرمايد : « رواياتى كه رجعت را اثبات مىكنند ، اگرچه باهم اختلافاتى دارند امّا همهء آنها در اين معنى
هامش
حكم صادر شده و همه به سوى خدا بازگشت مىنمايند .
( 7 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 106 .