تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشموس المضيئة في الغيبة والظهور والرجعة (ظهور نور) (فارسى) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
فهم معنى ولايت ائمه عليهم السّلام ، اعتقاد به آن و دخالت دادن آن در برداشت صحيح از روايات ، درك حقيقت ظهور و رجعت و قيامت و مراجعهء عالمانه به روايات آنها و استفاده از رواياتى كه آيات قرآن كريم را توضيح داده و تأويل آنها را بيان كرده است ، زمينهء جمع بين روايات را فراهم ساخته است ، يعنى كارى كه فقط در مباحث فقه و اصول ، براى رسيدن به واقع يا فهم تكليف ظاهرى ، رايج بوده و در بقيه زمينه‌ها مورد غفلت واقع شده است ، در اين كتاب انجام شده و با عرضهء روايات بر يكديگر و نيز بر آيات قرآن كريم ، تا جايى كه ممكن بوده ، بين روايات ، جمع صورت گرفته است و از اين رهگذر ، گره‌هايى از روايات گشوده شده و به سؤالات زيادى پاسخ داده شده است . رجعت ، به جاى آنكه با زمينه‌چينى مناسب و استدلال عقلى و بازگشت به مسألهء قدرت پروردگار ، لااقل در بوتهء احتمال و امكان گذاشته شود ، معمولا با تعجب و انكار و استبعاد تلقى شده و بدون هيچ دليل منطقى ، ناممكن شمرده شده ، يا على رغم كثرت ذكر آن در متون روايى ، از سوى منصفترها ، به وادى سكوت سپرده شده است . گذشته از اصل مسأله رجعت ، كه هيچ دليل عقلى بر ردّ آن وجود ندارد ، و به عكس با همان ادلّه عقلى بايد آن را كاملا ممكن و محتمل شمرد ، در توضيح جزئيات آن هيچ جايى براى ميداندارى عقل نيست و كميت استدلالات عقلى در آن كاملا لنگ است ، و چنين است كه در اين زمينه فقط بايد به روايات تمسّك جست و از تفسير روايى آياتى كه با رجعت رابطه دارند و از تأويلات معصومين عليهم السّلام ، استفاده كرد و اين همان كارى است كه به علاوهء هنر جمع روايات ، در باب چهارم كتاب « الشموس المضيئه » صورت گرفته است تا خواننده را از گرفتارى در دام استبعاد و انكار رهانيده و به سوى فهم موضوع و درك اطلاعات درست ، رهنمون شود . ضمن آنكه استفادهء بجا از افاضات نورانى حضرت علامه طباطبائى رضوان اللّه عليه - كه اوج درك‌وفهم دقيق از آيات و روايات را به نمايش گذاشته - به مطالب باب رجعت ، لطافت و استحكام خاصى بخشيده است . از سوى ديگر ، مطالب فصلهاى متعددى از كتاب ، غيرمستقيم ، خواننده را به نيازها و وظايف فكرى و عملى انسان در رابطه با امام زمان عليه السّلام و بهره‌بردارى بهتر از