مرحلهء اوّل در سبك اموى ، عميقا اسلامى شده ، و در مرحلهء دوّم در سبك عباسى دنبال مىشود .
شيشه : آثار بدستآمدهء كنونى در اصل مطابقت با آثار سامره دارد ، هرچند كه اين آثار هنوز هم غنى بودن توليدات آنجا را نشان نمىدهد . وجود كارگاههاى محلّى شيشهسازى تأييد شده است ، امّا اينكه جزو چه نوعى محسوب مىشود ، هنوز پاسخش روشن نيست .
سفالسازى : آثار بسيار فراوان مكشوفه به طور كلّى توليد مستقل و غير وابستهاى نسبت به سامره را نشان مىدهد ، كه تاكنون فرض بر اين است كه مركز آن در سمرقند سامانى بوده است . دربارهء اهميت آن ، اين واقعيت گوياست كه در ميان آثار سفالين شوش ، اشياء تركستانى كرارا ديده مىشود ، درحالىكه ورود اشياء عراقى به افراسياب و نيز به نيشاپور فوقالعاده كم به نظر مىآيد . » « 143 »
فعاليّت ساختمانى « 144 »
هرچند در زمينهء هنرهاى كوچك اشياء زيادى از آن زمان تاكنون بدستآمده ، امّا در زمينهء هنر معمارى وضع كاملا به شكل ديگرى است . در اينباره
هامش
( 144 ) . رجوع كنيد به :
و نيز -Ernst Diez : Persien . Islamische Baukunst Chorasan , ( Hagen 1923 ) .Valentin Aleksandrovic Zukovskij : Drevnosti Zakaspijskago Kraja . Razvaliny starago Merva'' ( Altertumer Transkaspiens : Die Ruinen Alt - Marvs ) , St . Petersburg 1894 . ( Mat . po archeol . Rossii , izd . Imp . Arch . Komm . 16 ) . - V . L . Vjatkin : Afrasijab , ( Taschkent 1927 ) . - Keppel Archibald Cameron Cresswell : Early Muslim Architecture , ( Oxford 1940 ) . - Semenov : po zakaspijskim razvalinam ( An Ruinen Transkas - - Camilla Trever : Terracottas from Afrasiab ,. ( براى من غير قابل دسترس بود )piens ) , ( Taschkent 1928 ) ( Leningrad 1934 ) .( 143 ) . در اين زمينه نتايج حاصل از حفاريهاى روسها در خوارزم پيشرفتهايى را باعث شده است :Sergejp . Tolstov ( Vgl . Lit . - Verz . Nr . 308 f ) .خلاصهاى از اين نتايج را اشپولر به دست داده است :Bertold Spuler : Chwarizms ( Choresmiens ) Kultur nach S . P . Tolstovs Forschungen'' , in der Historia 1 / 4 ( Baden - Baden 1950 ) , S . 601 - 615 .