موضوع ( كه صحّت عينى آن در اينجا تشريح نمىشود ) طبيعتا مىبايست به طور قاطع بر حقوق اسلامى تأثير گذاشته باشد .
حنفىها ( و بنابراين همچنين ابو يوسف ، نويسنده كتاب الخراج ) « 6 » و نيز الشافعى ( ولى نه مكتب او ) از اين نظر دفاع مىكردند كه زرتشتيان جزو « اهل كتاب » اند و بنابراين ، اين امتياز و در عين حال اين الزام را دارند كه در رديف جزيهدهندگان بشمار آيند . حنفىها فقط بتپرستان عربستان را از حلقه جزيهدهندگان خارج مىكردند . « 7 »
آنچه ما درباره اوضاع نواحى ساسانيان متقدم ، بهويژه در خود ايران ، به طور كلّى مىتوانيم بگوئيم ، « 8 » اين است كه در اينجا براساس عهدنامه ، مبلغى بهعنوان ماليات تعيين مىگرديد ، كه نحوه جمعآورى آن بعدها تثبيت نشد . در مورد بين النهرين نوشتهاند كه خالد بن وليد پس از فتح بخشى از اين استان ، از دهقانان آنجا « جزيه » ( ظاهرا ادامه ماليات سرانه ساسانيان ) « 9 » گرفت . او از ساكنان تيسفون « 10 » ، و همچنين فرماندهان ديگر ، از مردم خوزستان ، « 11 » اسپهان ، « 12 » مرو ، « 13 »
هامش
( 6 ) . ابو يوسف : كتاب الخراج ، ص 38 ، 72 - 68 ؛ و نيز يحيى بن آدم : كتاب الخراج ، ص 56 - 52 .
( 7 ) .Browne , Ecl . 30 f . ; caet . V 345 - 347 , 456 - 458 .( 8 ) . رجوع كنيد به :Carl Heinrich Becker in der EI , I 1098 ,« در مورد تجربيات عهد قديم در واقع ما فقط از مصر اطلاع داريم » روشن نبودن اين اصطلاح را مؤلف زير نيز تأكيد مىكند :
( با توجه زياد به بلغارستان )im Osmanischne Reich( جزيه ، ماليات سرانه )Boris Christoff Ned Koff : Die Gizya , ( Leipzig 1942 )در صفحات 17 - 1 خلاصهاى از نتايج تحقيقات انجامشده تا امروز در مورد جزيه ( بدون اظهار نظر شخصى ) آورده شده است . رجوع كنيد به :
( براى عربستان )LOKK . 128 - 143 ; Berchem 17 - 19تشكيلات حقوقى نزد ماوردى : كتاب الاحكام السلطانية ، ص 272 - 245 .
( 9 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 2 ، ص 148 . - طبرى : تاريخ / چاپ نلدكه ، ص 241 و بعد ؛. Dennett 14 f .( 10 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 271 ؛ ابن اثير : الكامل ؛ ج 2 ، ص 199 ( سال 16 ه / 637 م ) . - همچنين رجوع كنيد به : طبرى : تاريخ / چاپ نلدكه ، ص 208 ،. Caet . IX 227( 11 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 2541 .
( 12 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 3 ، ص 7 .
( 13 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 408 .