شناخته شده است ؛ بااينوجود ما ماليات سرانهاى را از آن دوره مىشناسيم كه تا حدودى مىتواند با جزيه مطابقت داشته باشد . « 3 »
جزيه
جزيه بهعنوان ماليات سرانه براى اتباع غير مسلمان داراى مبناى قرآنى بود ، « 4 » امّا به زودى در نقاط مسكونى ايران ، اين مسألهء بحثانگيز به وجود آمد ، كه آيا زرتشتيان نيز در رديف « اهل كتاب » ( يعنى مؤمنين به اديان وحى ) قرار دارند يا نه ، هرچند كه موقعيت زرتشتيان از همان ابتدا مانند ( ذميان ) تضمين شده بود . در اينجا آشكارا تئورى به عمل ملحق مىشد . واضح است كه اين تسهيلات به خاطر زرتشتيان ( ايرانيان ) نيز صورت مىگرفت ، چرا كه در غير اين صورت خونريزى پيشبينى نشدهاى بهجاى اين نوع مدارا و حسن تفاهم به راه مىافتاد .
توصيفگران دوران آغاز پيروزى اعراب به اين موضوع اشاره كردهاند كه « 5 » پيامبر ( ص ) در عربستان شخصا اين موقعيت را براى زرتشتيان تضمين كرده بود ، و اين
هامش
- درباره شرح مناسبات اراضى در زمان خاصTiberius Constantinus , ( Stuttgart 1919 ) , Kap . VII , S . 141 - 160 .استيلا ( امّا فقط براى بين النهرين و عربستان ) ( در برخوردهايشان با اعراب اوليه ) ،Aron Gur landدر اولين بخشهاى اثرش ( ص 42 - 1 ) بررسى كرده است :Grundzuge der muhammedani schen Agrarverfassung und Agrarpolitik , ( Dorpat 1907 ) .در مقابلDennett( ص 64 - 14 ) براى بين النهرين و سوريه به واقعيتهاى مهمّى دست يافته است . هرچند كه بررسيهاى وى درباره مصر ( ص 115 - 65 ) - تا آنجا كه من متوجه شدهام - اساسا با اقتباس از تحقيقاتBeckerصورت گرفته است .
( 3 ) -Nicolas P . Aghnides :و نيز رجوع كنيد به -Carl Heinrich Becker in der EI , I 1097 ; Caet . V 319 - 325 . Mohammedan theories of finance'' , in den Studies in History , Economics and Pulic Law , Columbia Paul Schwarz : Die SteuerleistungدرClement Huartو نيز جدل مختصرى با - .University , Bd . 70 ( 1916 ) Persiens unter der Herrschaft der Araber'' , im Islam X ( 1919 ) , S . 150 - 153 .( 4 ) - سوره 9 ( توبه ) آيه 29 قرآن مجيد .
( 5 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 71 . - بيضاوى نيز در تفسيرش از سوره 9 ، آيه 29 به اينگونه رويدادها و روايات تكيه مىكند . - مقايسه كنيد با ص 335 جلد اول كتاب حاضر .