اعراب جنوبى كه از قديم به آنجا مهاجرت كرده بودند ، يعنى آل اشعر تسلّط داشتند ؛ « 19 » در خراسان در قرن سوّم هجرى قمرى / دهم ميلادى سيمجوريان « 20 » و ( در نيشاپور ) ميكائيليان نقش بزرگى ايفا مىكردند . « 21 »
در كوشش به منظور حفظ موجوديت ملّى و فرهنگ ايرانى كه بهوسيله محافل دهكانان در فارس صورت مىگرفت محافلى در خراسان ، طبرستان و به طور كلى در شرق ايران نيز مشتركا همكارى داشتند . در اينجا علاوه بر دهكانان ، مرزبانان « 22 » نيز به مقامهايى ، كه در آغاز ( مثلا در سال 6 - 105 ه / 24 - 723 م ) هنوز از جانب حكام عرب خراسان واگذار مىشد ، رسيدند . « 23 » اينجا در شرق از محافلى اشرافى سرانجام طبقهاى كاملا منسجم و بسيار متحد به وجود آمد كه فقط بين خود ازدواج مىكردند و روستاييان و ديگران را پست مىشمردند . « 24 » با اينهمه در واقع اتكاء موجوديت ايران بيشتر بدانها بود . به زودى اخذ خراج « 25 » نيز برعهده افراد طبقه مزبور گذارده شد . « 26 » آنان اين را بادقت و اطمينان بيشترى از اعراب انجام مىدادند ، « 27 » با وجود اينكه حد اقل در اولين قرن حضور آنان در ايران براى
هامش
( 19 ) . درباره تاريخ اين خاندان رجوع كنيد به : قمى : تاريخ قم ، ص 305 - 240 .
( 20 ) . مقايسه كنيد با ص 183 و ص 194 جلد اول كتاب حاضر .
( 21 ) . سمعانى : كتاب الانساب ، ص 548 و 549 ( بهويژه تحصيلكردگان ) . اين خانواده احتمالا از تبار يكى از حكام كوچك سغدى ديوستيچ بوده است ، رجوع كنيد به :Minorsky : Les etudes historiques sur la perse depuis 1935 ' ' , in : Acta Orientalia 21 , 1950 / 1 , S . 112 ,( براساس تاريخ بيهق ) .
( 22 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1218 ( سال 91 ه / 710 م در مرو الروذ ) ؛ ه 1237 ( سال 93 ه / 712 م خوارزم ) ؛ مفاتيح العلوم ، ص 114 . - براى اطلاعات اساسى رجوع كنيد به :Joh . Hendrik Kramers in der EI , III 370 f .( 23 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1462 .
( 24 ) . رجوع كنيد به :Barthold , Med . 79 ; Goldziher , Arab . 109 ; Vloten , Rech . 19 f . ; Nikitin , Nat . 207 f .( 25 ) . مقايسه كنيد با مبحث « خراج و صدقه » در صفحات بعد در كتاب حاضر .
( 26 ) . رجوع كنيد به : طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1508 ( سال 110 ه / 29 - 728 م ) .
( 27 ) . ابن اثير : الكامل / چاپ تورنبرگ ، ج 4 ، ص 116 . - و نيز مقايسه كنيد با :Kremer , C . G . II 159 - 161 , 178 f .