تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
خود بر مبانى بسيار قديمىترى متكى بود ) ، « 3 » هنوز به طور گسترده‌اى اسلامى باقى مانده بود ، و نجباى متنفذ « 4 » ايرانى مدعى بودند كه - حد اقل در خود ايران كه از نظر اجتماعى طبقه‌بندى شده بود « 5 » - نفوذ خود را براى مدت زيادى حفظ خواهند كرد ، « 6 » زيرا كه خيلى زود به اسلام گرويده و بدين‌وسيله براى خود حفاظى در برابر عداوت ناشى از سياست مذهبى به وجود آورده بودند . « 7 » در اينجا موضوع درباره دهكانان است ( در نزد فردوسى ، « 8 » و نيز نزد تاريخ‌نويسان عرب « دهقان » نوشته شده است ) ، « 9 » كه در اواخر عصر ساسانى براى خود راهى باز كردند و خليفه عمر در بين النهرين با آنان به خوبى رفتار كرد و با بخشش زمين و پول براى آنان امتيازاتى قايل شد « 10 » و در مسئوليتهاى ادارى بدانها به‌عنوان مشاوران كشاورزى ارجحيت داد . « 11 »
هامش
( 3 ) . رجوع كنيد به :Franz Altheim : Weltgeschichte Asiens im griechischen Zeitalter , Band I , ( Halle 1947 ) , S . 170بررسى محققان شوروى بيشتر درباره مناسبات اجتماعى آن زمان بحث مىكند . ( به طور مثال نگاه كنيد به :Aleksandr Jurevic Jakubovskij S . V . Merw al - shahidjan in der EI , Erg . - Bd . 159 - 162 ) ,امّا همچنان بايد اذعان داشت كه فاقد مطالب مبتنى بر گزارشهاى معتبر است . ( 4 ) . رجوع كنيد به :Christensen 1 13 - 15( 5 ) . مسعودى : مروج الذهب . ج 2 ، ص 158 - 152 ، 241 در مقايسه با كتاب [ منسوب به ] جاحظ : كتاب التّاج فى اخلاق الملوك ، چاپ زكىپاشا ( قاهره 1914 ) ، ص 28 - 23 ( علاوه بر آن 5 طبقه اجتماعى [ مرتبه : كتاب الاغانى / قاهره ، قبل ما 10 ، ص 116 ] وجود داشته است كه لباسهاى آنان مختلف بوده است ) ؛ بيرونى : الباقيه ، ص 221 . ( 6 ) .Barthold , Turk . 180 .( 7 ) . ( همچنين نگاه كنيد به ص 243 و بعد جلد اول كتاب حاضر ) -Grunebaum 202 .( 8 ) . براساس فهرست لغات ولفWolff، دهكان در شاهنامه 73 بار ذكر شده است . ( 9 ) . به ندرت ده - خدا ناميده شده است : ياقوت : ارشاد الارب ، ج 1 ، ص 96 ؛ قزوينى : آثار البلدان ، ص 4 / 3 . ( 10 ) . ابن حوقل : المسالك و الممالك ، قبل ما 1 ، ص 207 . - رجوع كنيد به : و نيزChristensen 1 107 , Anm . 1 ,Barthold , Krest . 15 f ; Wiet 139 - 144 ; Levy , Soc . I 100 - 102 .( 11 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 457 ؛ مسعودى : مروج الذهب ، ج 5 ، ص 337 ؛ ابن اثير : الكامل / چاپ تورنبرگ ، ج 4 ، ص 116 ، ج 5 ، ص 167 . - و نيز :Lokk . 169 - 171 ; Berchem 25 f . ; Caet . V 357 f . , 388 - 392 , 433 - 438 .