خطبه خوانده شود و بر روى سكهها ضرب گردد . « 639 » اين امر وقتى ضرورىتر مىنمود كه در خاندان سلطان ( بهويژه نزد تركان غزنوى و سلجوقى و غيره ) نظام واقعى جانشينى وجود نداشت ، « 640 » ( چنان كه در نزد عثمانيان نيز براى مدتهاى طولانى وجود نداشت ) . « 641 » گاه نيز همه اقدامات احتياطى ، حتى مثلا مخفى نگاه داشتن حادثه مرگ سلطان ، « 642 » طى روزها ، مسير سرنوشت را تغيير نمىداد ، و نمىتوانست لايقترين ، مكارترين و يا خوشبختترين مدعى را از رسيدن به هدفش بازدارد ، ( مگر نه اينكه در زمان عضد الدولة در سال 338 ه / 949 م ، « 643 » برادرش و يا پس از مرگش در سال 373 ه / 983 م نجباى خاندان ديلمى « 644 » سرانجام به نحوى دوستانه بر سر يكى از لايقترين افراد خود توافق كردند ) ، « 645 » درباره آن در مطاوى تاريخ سياسى به حدى سخن گفته شده است كه در اينجا از ذكر مثالهاى خاص به راحتى مىتوان صرفنظر كرد . اين وضع كرارا به قتل اعضاء بالغ و سالمند خاندان حكومتى نيز منجر مىگرديد ، قدرت عصر سلجوقيان را قيّمها و اتابكان « 646 » بازيچه دست خود كردند و اين امر به وضعى منجر شد كه آنان پسران خود را بهعنوان جانشين معرفى كردند « 647 » و افراد حقيقى تحت حمايت خود را بهكلى كنار زدند . در نواحى ديگر « اميران » زمام امور را به دست گرفتند و كار
هامش
( 639 ) . كواذ ساسانى در سال 531 م در زمان حياتش حتى اجازه داد پسرش خسرو اول تاجگذارى كند :Noldeke , Aufs . 113( 640 ) . راوندى : راحة الصدور ، ص 277 ( سال 554 ه / 1159 م سليمان سلجوقى ) .
( 641 ) . راوندى : راحة الصدور ، ص 84 و بعد .
( 642 ) . رجوع كنيد به :Friedrich Giese : Das Seniorat im Osmanischen Herrscher hause'' , S . 250 ( in den Mitteilungen zur Osmanis - chen Geschichte II , 1923 / 26 S . 248 - 256 ) .( 643 ) . سال 551 ه / 1156 م نزد اتسز خوارزم شاه : جوينى : تاريخ جهانگشا : ج 2 ، ص 14 .
( 644 ) . نكبى ، ص 137 .
( 645 ) . عتبى : ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 84 ؛ تا زمانى كه جانشين انتخابشده غايب حكومت را به دست بگيرد ، بزرگان برادرش را بهعنوان « خليفه نيابت » مىخواندند : عتبى : ترجمه تاريخ يمينى ، ص 84 . پايين صفحه .
( 646 ) . ساير مقدمات دربارى در عصر سلجوقيان راuz . 35 - 41يك جا ذكر مىكند .
( 647 ) . راوندى : راحة الصدور ، ص 336 ( در حدود سال 573 ه / 1177 م ) .