مثابه وارثان يك سلسلهء قانونى شناخته شدند . مىبايست از سرگذشت فاطمه ( ع ) دريافت كه واسطه بودن دختران نقشى را ايفاء مىكرده است ؛ عقايد ايرانى « 623 » نيز بههيچوجه ممانعتى براى آن ايجاد نكرد .
روشن بود كه خانوادهها و اميران محلى كه بعدها قوت گرفته بودند ، نمىتوانستند بر جاى خود متوقف بمانند . طاهريان مايل بودند كه از نسل رستم « 624 » ( روذستهم ) ، آل زيار از كاوه ( 531 - 488 م ) ، آل بويه از بهرام گور ( 438 - 420 م ) ، « 625 » سامانيان از بهرام چوبين ، « 626 » و بالاخره قراخانيان و سلجوقيان از افراسياب ( و نيز همزمان از پشتهء قينوق ) « 627 » بوده باشند : « 628 » افكار ملى در اينجا نقشى نداشت . ابو مسلم به نسب اصيل خود از بزرگمهر وزير انوشيروان اشاره مىكرد . « 629 » همزمان نيز نوح اول سامانى و منصور اول سامانى و نيز بعدها محمود غزنوى خود را « سيد » خواندند و بدينطريق خود را منسوب به خاندان پيامبر ( ص ) دانستند . « 630 »
آنچه كه فردوسى به نام « رمانتيك ايرانى » با موفقيت به پايان رساند ، سلجوقيان را بر آن داشت كه استمرار سنتهاى كهن ايرانى را در انتخاب اسامى ( كيكاوس ، كيقباد و غيره ) نيز سنديت بخشند . دربار حكام اسلامى سواحل جنوبى درياى
هامش
( 623 ) . كورش ( كيروس ) دوم ، در سال 559 قبل از ميلاد با دختر پادشاه قديم ماد ازدواج كرد :Noldeke , Aufs . 17. ( 624 ) . مسعودى : التنبيه و الاشراف ، ص 347 ( سپس( Krymskyi I 25.
( 625 ) . بيرونى / چاپ زاخو ، ص 38 و بعد ( به انگليسى ص 48 - 44 ) و سپسMost . I 413 f: ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 83 ( بدان معتقد نيست ! ) ؛ ابو الفداء ، تقويم البلدان ، ج 2 ، ص 372 و بعد ؛ ابن خلكان / چاپ ووستنفلد ، ج 1 ، ص 98 - دسلن ، ج 1 ، ص 82 ، و نيز رجوع كنيد به :Josef Marquart : Der Stammbaum der Buyiden , in der ZDMG IL ( 1895 ) , S . 660 f( 626 ) .Krymskyj I 66 f .( 627 ) . كاشغرى : ديوان لغات الترك ، ج 1 ، ص 56 ( يكى از 24 خانههاى اغوز ) .
( 628 ) .Barthold , Vorl . 106 f .( 629 ) . ابن خلكان ، چاپ ووستنفلد ، ج 4 ، ص 70 - دسلن ، ج 1 ، ص 393 . - « پسر پادشاه ايران » با پرچمى در سپاه استاذسيس شورشگر : طبرى ، تاريخ 3 ، ص 356 .
( 630 ) .Lane - Poole II , S . 103 , Nr . 384 ; s . 107 - 112 , Nr . 395 - 415 . - II , s . 231 f , . Nr . 459 .