م در رى « 192 » و سال 325 ه / 937 م در خوزستان ، « 193 » هردو حوزه كار در دست يك نفر قرار گرفته بود . « 194 » واگذارى چنين تشكيلات ولايتى به يك نفر ، به ايجاد اميرنشينها به طور قابل تصورى مساعدت مىكرد . در اينجا ديگر قضيه روشن است ، نياز به تكيه خاصى نيست و هر سخنى در اين مورد زايد است چرا كه سلسلههاى بعدى خود همواره براى كسب چنين امتيازى كوشيدهاند .
وضع حقوق اساسى ايران نسبت به خلافت
سازمان ادارى
الحاق قلمرو باعظمت ساسانى آن زمان به حوزه فرمانروائى خلفا ، بدون آنكه در خلال جنگها نياز جدى به تقسيمبندى مناطق فتحشده پيش آيد ، با موفقيت همراه بود . در اين سالها ، همان گونه كه ضرورت زمان اقتضا مىكرد ، يا توسط شخص خليفه و يا بهوسيله سرداران ارشد او ، فرماندهان و حاكمانى ( عامل يا والى ) « 195 » براى شهرها و نواحى كوچكتر تعيين مىشد ( مانند دينور در سال 20 ه / 641 م ، « 196 » در اسپهان سال 22 ه / 643 م و 24 ه / 645 م ، « 197 » در رى و دستبا در حدود سال 45 ه / 665 م « 198 » و يا در خراسان ) . « 199 » در عين حال مقام و
هامش
( 192 ) . مسكويه : تجارب الامم ، ج 1 ، ص 83 .
( 193 ) . ابن اثير : الكامل / چاپ تورنبرگ ، ج 8 ، ص 252 .
( 194 ) . مثالهايى براى آن از زمان هخامنشى وجود دارد . رجوع كنيد به :Leuze( و نيز پاورقى شماره 154 همين فصل ) .
( 195 ) . بعدها اين عنوان براى حاكم استان به كار رفت . رجوع كنيد به اواخر همين مبحث .
( 196 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 307 ؛ طبرى تاريخ 1 ، ص 2477 ، ابن اثير : الكامل / چاپ تورنبرگ ج 2 ، ص 409 ؛ ياقوت حموى : معجم البلدان ، ج 4 ، ص 393 .
( 197 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 312 .
( 198 ) . دستبا - دشتپى . - بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 308 ؛ بلاذرى : انساب الاشراف ، ج 11 ، ص 32 ( عبد الملك ) .
( 199 ) . كتاب الاغانى / بولاق ، ج 19 ، ص 163 ، 166 ( زمان معاويه ) ؛ همان كتاب ، ص 156 - 152 . ( سيستان ) :
بلاذرى : انساب الاشراف ، ج 4 ، ص 75 ( زمان معاويه ) ؛ ج 11 ، ص 32 . ( همدان ؛ زمان عبد الملك ) .