الكامل ، ج 8 ، ص 20 ) .
سال 1 - 300 ه / 14 - 913 م مانند سال 307 ه / 919 م : رى ، دونباوند ، قزوين ، ابهر و زنجان متّحد بودند ( مسكويه : تجارب الامم ، ج 1 ، ص 32 و بعد ؛ همان كتاب ، ص 83 ، و همانجا با آذربايجان ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 33 ) .
سال 318 ه / 930 م : خليفه به پسرش فارس ، كرمان ، سيستان و مكران را واگذار كرد ( مسكويه : تجارب الامم . ج 1 ، ص 202 ) .
* * * پس از آنكه خليفه عمر در سال 21 ه / 642 م براى بين النهرين و مناطق مرزى ايران . دو مأمور بهعنوان تكميلكننده يكديگر ، يك امير و يك معلم و وزير : « 169 » براى امور جنگ ، قضاوت و ماليات « 170 » گمارد ، « 171 » در ايران نيز مانند ديگر ولايات اين قلمرو ( مثل مصر ) ، اغلب چنين تقسيماتى در مسئوليتهاى « فرماندهى نظامى » ( « جنگ » ) و « تشكيلات مالى » ( « خراج » ) « 172 » معمول شد . « 173 » در سال 4 - 43 ه / 64 - 663 « 174 » م و در حدود سال 71 ه / 690 م ما به دو حاكم مشترك ( تحت امر حجّاج ) براى سيستان ، بست و اروخّج برمىخوريم . « 175 » در سال 86 ه / 705 م خليفه در مرو عاملى براى « جنگ » و عامل ديگرى براى « ماليات » « 176 » تعيين كرد .
به همين صورت در سال 93 ه / 712 م در سمرقند و در « 177 » سال 6 - 45 ه /
هامش
( 169 ) . اين عنوان مسلما از اصطلاحات قديمىتر است كه به دوران بعدى راه يافته است .
( 170 ) . دينورى ، اينچنين تقسيم كرده است .
( 171 ) . طبرى ، تاريخ 1 ، ص 2637 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 3 ، ص 8 .
( 172 ) . به ندرت « جزيه » به طور مثال طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1354 ( سال 98 ه / 8 - 717 م در خراسان ) .
( 173 ) . به طور كلى رجوع كنيد به. Mez 73( 174 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 3 ، ص 174 .
( 175 ) . ثعالبى : غرر السير ، ص 62 راست - 63 .
( 176 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 4 ، ص 200 .
( 177 ) . همان كتاب ، ج 4 ، ص 219 .