خوارزم در وضعى بود كه فقط هدايايى ارسال مىداشت و « خراج » « 154 » نمىپرداخت ، و اين تفاوتى است كه به هر صورت عمل آن را در كشورهاى شرقى نمىتوان به طور دقيق مشخص كرد . سلجوقيان بر خلاف اين حكام و نيز چند حاكم محلى ديگر ، خود را « سلطان السلاطين » نام نهادند . « 155 »
كوهستان ( قهستان ) ، كه تحت نظارت « مرزبان » « 156 » بود ، در عصر اموى غير مستقيم وابستهء حاكم خراسان بود « 157 » و از جانب جغرافيدانان نيز بعدها ( 318 ه / 930 م ) جزو آنجا محسوب مىشد ، و ليكن اغلب داراى نظام ادارى ويژهاى بود ، كه به طور كلى بارها ( مثلا 9 - 98 ه / 18 - 717 م ) از طرف خراسان تنظيم گرديده بوده مركز تشكيلات ادارى آن قاين ( قائن ) بود . « 158 »
بالاخره « سرزمين قديمى سكاها » كه به علت وجود آنها « سيستان » و يا ( معرّب آن ) سجستان ناميده مىشد ، در زمان استيلاى اعراب ( 23 ه / 644 م ) بزرگتر از خراسان بود . اين سرزمين حتى كابل را دربر مىگرفت ، و از جانب حاكم آنجا ، برادر ژونبيل ( كه در سطور بعد اشاره مىشود ) ، به اعراب تحت فرماندهى سلم بن زياد تسليم شد و او كسى بود ، كه با پيروانش ( با وجود عدم تمايل خليفه معاويه 60 - 41 ه / 680 - 661 م ) در آنجا اسكان يافته بود . « 159 » مركز تشكيلات ادارى
هامش
( 154 ) . مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 337 ؛ طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1847 ( سال 126 ه / 744 م ) . - بههرحال ابن سعد ، ج 7 / 2 ، ص 88 خوارزم را از نظر جغرافيايى جزو خراسان محسوب مىكند . - درباره خوارزم به طور كلى رجوع كنيد به :Ahmad Zeki Velidi Togan in der EI , turk v 240 - 257 .. درباره مراسم هديه در عصر هخامنشى و مقايسه آن رجوع كنيد به :Oscar Leuze : Die satrapien - Einteilung in Syrien und in Zweistrom lande von 520 - 320 , ( Halle 1935 ) , s . 172 , 221[ كه همچنين مناسبات( schriften der Konigsberger Gelehrten Ges . XI , Geisteswis senschaften , Heft 4 )داخلى ايران را بررسى مىكند ]
( 155 ) . ابن خلكان : وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 78 .Krymsky 74 -.
( 156 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1224 ( سال 91 ه / 710 م ) .
( 157 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 5 ، ص 11 ( سال 99 - 98 ه / 18 - 717 ) ؛ طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1847 ( سال 126 ه / 744 م ) .
( 158 ) . اصطخرى : مسالك الممالك ، ص 273 ؛ حدود العالم ، ص 103 .
( 159 ) . طبرى ، تاريخ 1 ، ص 2706 .