( 1 ) آمدهام امير را دربارهى حادثهاى تهنيت بگويم كه اگر رسول اكرم زنده بود بايد بخاطر همين حادثه بوى تسليت گفته ميشد .
محمد آل طاهر در پاسخ اين مرد سخنى نگفت ولى بحرم سراى خود رفت و خواهر و همسر و فرزندان خود را طلبيد و گفت :
- هر چه زودتر اين شهر را ترك گوئيد و بسوى خراسان سفر كنيد زيرا سر يحيى بن عمر به اين شهر آمده است . تجربه شد كه از اين خاندان هر سرى كه به خانهاى آورده شود خداوند نعمت و بركت را از آن خانه و خاندان سلب خواهد كرد .
خاندان طاهر بيدرنگ بغداد را بعزم خراسان ترك گفتند .
ابن عمار در حديث خود ميگويد :
اسيران اين جنك را ببغداد آورده بودند .
هرگز ديده نشد كه اسرائى با يك چنين كيفيت اسفانگيز به - شهرى درآيند .
سپاهيان آل طاهر اين اسيران را بسيار با فشار و خشونت ميراندند .
اگر يك تن از اسرا توى راه واميماند و ياراى رفتن از پاهايش سلب ميشد گردنش را با شمشير ميزدند :
خليفه مستعين از سر من را فرمانى فرستاد كه اسيران را آزاد كنيد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 45
مساهمون: جواد فاضل
ص٤٥