( 1 ) احمد بن عيسى و يونس بن عبد اللّه با اصحابشان از قايق بدر آمدند و بنام قضاى حاجت و تجديد وضو در لاى نخلها از چشم نگهبانان ناپديد شدند .
وقتى كه به انتهاى نخلستان رسيدند كفشها را از پاها بدر آوردند و پا بفرار گذاشتند .
ساعتى گذشت و نمازگذاران به قايق باز نگشتند . و ساعت ديگر و ساعتها سپرى شد .
در اين هنگام نگهبانان كنار همان نخلستان از قايقها پياده شدند و اينجا و آنجا در جستجوى گم شدههاى خود افتادند اما با همه تلاش و تقلا كه در طلبشان به كار بردند نتوانستند پيدايشان كنند .
دلشكسته و نوميد به قايق خود باز گشتند و راه واسط به پيش گرفتند .
وقتى به واسط رسيدند ديدند صاحب بريد چشم به راه احمد بن عيسى يونس بن عبد اللّه نشسته و گزارش قضيه را به هارون الرشيد نوشته و از طرف هارون هم سى نفر مرد مسلح به واسط آمدهاند تا يونس و احمد را تحت الحفظ به بغداد ببرند .
صاحب بريد در يك چنين تدارك و تهيه ناگهان دريافت كه احمد بن عيسى و يونس بن عبد اللّه از دستش بدر رفتند .
صاحب فرياد كشيد :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 23
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٣