( 1 ) من تعهد مىكنم كه هرگز كسى بر تو حكومت نراند و بى مشورت تو قضيهاى را حل و فصل نكند و هرگز در برابر فرمان تو عصيان نورزد با اين شرط كه فرمان تو از حدود طاعت خداوند تجاوز نكند .
اعاننا اللَّه و اياك على طاعته . انه سميع مجيب و السلام جندب مىگويد :
من نامهى معاويه را به حضرت حسن رسانيدهام و گفتم اين مرد بسوى تو حمله خواهد كرد . سزاوار اينست كه اين حمله از جانب تو شروع شود و ميدان جنگ در خاك شام قرار گيرد . و شهرهاى شام محيط تاخت و تاز سربازان جنگجو باشد . در يك چنين شرايط معاويه روزهائى سياهتر و خونينتر از روزهاى صفين خواهد ديد .
حسن بن على در پاسخم گفت :
- خيلى خوب . همين كار را خواهم كرد .
اما بالاخره اين « كار » را نكرد . مشورت مرا ناچيز شمرد و سخنان مرا فراموش كرد يا خويشتن را به فراموشى زد .
معاويه بن ابى سفيان به حسن بن على چنين نوشت .
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم اما بعد پروردگار متعال مستبدانه فرمان خود را بر بندگان خويش ميراند .
و لا معقب لحكمه و هو سريع الحساب
من ميترسم خون تو با دست اراذل و اوباش عراق ريخته شود و
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: جواد فاضل
ص٨٢