( 1 ) فرستاده شد و يك باره نيروى شام را بسوى عراق سرازير كرد . حسن بن على وقتى از اين جريان آگاه شد كه معاويه با قواى خود به جسر « منبح » رسيده بود .
در اين هنگام بيدرنگ حجر بن عدى را احضار كرد و دستور داد كه مقدمات بسيج را فراهم سازد و خود به مؤذن مسجد فرمود :
- مردم را براى نماز فرا خوان .
مؤذن فرياد كشيد : الصلاة جامعه و ملت كوفه بهواى اينكه خبرى شنيدنى خواهد شنيد بسوى مسجد شتافت حسن بن على فرمود :
- در آن وقت كه مسجد اعظم براى ايراد خطابه آمادگى يافت مرا آگاه سازيد .
ساعت ديگر سعيد بن قيس همدانى « يكى از امراى سپاه » به حسن عرض كرد :
- مسجد آماده است .
حسن بن على به مسجد در آمد و بر منبر قرار گرفت و بدنبال حمد ثناى الاهى چنين گفت :
- پروردگار متعال جهاد را بر مردم فرض فرمود و در عين حال اين فريضه را « ناگوار » خواند .
آنجا كه در كلام كريم ميفرمايد :
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ
و باز هم در كلام مجيد خود مجاهدين اسلام را به صبر و شكيبائى