( 1 ) از درگاه پروردگار مسئلت ميدارم كه دين ما را در راه دنياى ما فدا نفرمايد زيرا دنياى سست عهد و ناپايدار را بر كرامت و الطاف اخروى اختيار كردن خردمندانه نيست .
من كه اكنون نامه را به تو مىنگارم همىخواهم در پيشگاه الهى حجت خويش را بر تو تمام كنم و راه معذرت را به روى تو بربندم .
اگر بسوى من به شتابى و در قبال حق سر تسليم فرود آورى سعادت عظيمى خواهى يافت و مسلمانان نيز به صلاح خويش خواهند رسيد .
اين خودپسندى و باطل خواهى را فرو گذار اى معاويه .
با مسلمانان دمساز باش و از آن در كه امت محمد بر من در آمدند تو نيز درآى . و بيعت مرا بپذير .
تو ميدانى كه من براى خلافت از تو سزاوارترم و پروردگار بزرگ و مسلمانان پارسا مرا بخاطر امامت امت از تو شايستهتر ميشمارند از خداى بترس . عناد و لجاج را از دست بگذار و به خون ملت اسلام احترام كن .
بس است آنچه از اين خون گرانمايه بخاطر ريختهاى به خدا خير تو در اين نيست كه آلوده به خون مردم خداى خويش را دريابى . سر به طاعت ما فرود آر و با كسى كه از تو شايستهتر است در ميآويز باشد كه اين آتش افروخته خاموش شود و پراكندگى امت به اجتماع و اتفاق
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: جواد فاضل
ص٧٨