( 1 ) برانگيخت تا در بنيان نوبنياد حكومت حسن بن على شكستى در اندازد . محرمانه دستور داد مردى از قبيله « خمير » به كوفه و ديگرى از قبيلهى « قين » به بصره اعزام شوند و همچون جاسوسان اوضاع آنجا را به دمشق گزارش دهند .
سازمان ضد جاسوسى عراق اين دو جاسوس را بيدرنگ دستگير ساخت . « حميرى » را در « لحام جربر » و « قينى » را در قبيلهى بنى سليم به چنگ آوردند و به قتلشان رسانيدند . حسن بن على پس از اين حادثه به معاويه نوشت :
اما بعد به اعزام جاسوس پرداختهاى . مثل اينكه دوست ميدارى آتش جنگ از نو افروخته شود . من اطمينان دارم كه چنين است . و اگر خدا بخواهد در ميدان جنگ يك ديگر را خواهيم ديد .
به من گزارش شده كه دهانت به شماتتهائى احمقانه آلوده مىشود :
مثل تو مثل نكتهايست كه « اول » در شعر خود كجا بنده است . او مىگويد .
به آن كس كه در تشنيع گذشتگان لب به سخن مىگشايد .
بگوييد آمادهى « گذشتن » باشد ما و آن كس كه از ما جهان را بدرود گفت همچون كاروانى هستيم كه شبى در منزلگاهى فرود
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: جواد فاضل
ص٧٢