( 1 ) خويشتن را فداى رسول اللَّه ميساخت لواى اسلام بر دوش او اهتزاز مىگرفت و هنگامى كه او با اين پرچم مقدس به جهاد ميرفت جبرائيل از سمت راستش و ميكائيل از سمت چپش همگام او بودند . او از جنگ باز نمىگشت الا آنكه پيروزمند بود .
در چنين شب . شبى كه او درگذشت عيسى بن مريم نيز بآسمانها عروج كرد .
و در همين شب يوشع بن نون وصى موسى بن عمران نيز ديده از اين دنيا فرو بست .
او در اين دنيا از سيم و زر اندوختهاى بجا نگذاشت مگر هفتصد درهم كه همى خواست با اين مبلغ براى خانوادهى خود خدمتكارى خريدارى كند در اينجا گره غم گلوى مقدسش را فشرد . از سخن باز ماند و گريست .
مردم نيز با او به گريه درآمدند .
وقتى كه گريهاش آرام شد بدنبال خطابهاش چنين گفت :
« آشنايان مرا مىشناسند و ناشناسها بدانند كه من حسن بن محمد صلّى اللَّه عليه و آله هستم .
من پسر بشير و نذيرم . پدرم نيكوكاران را به بهشت جاويدان بشارت ميداد و بدمنشان را بدوزخ ميترسانيد . من پسر آن كسم كه
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 70
مساهمون: جواد فاضل
ص٧٠