( 1 ) عبد اللَّه بن معاويه كه از نسل جعفر طيار بود گفت :
- نه .
- پس شما ابراهيم هستيد كه در خراسان بنامش بيعت مىگيرند .
عبد اللَّه باز هم پاسخ منفى داد :
- نه .
آن مرد همچنان خونسردانه گفت :
- بنابر اين از من توقع يارى مداريد ، زيرا بشما كمك نخواهم كرد .
عبد اللَّه بن معاويه بدين اميد كه ابو مسلم يارى بجويد و در سايهى قدرت او مبانى حكومت خويش را تحكيم كند بديدار وى رفت .
ولى ابو مسلم در همان ديدار نخستين دستور داد عبد اللَّه را بازداشت كردند و بزندان سپردند .
گفته مىشود كه عبد اللَّه در زندان نامهاى بابو مسلم نگاشت و آن نامه را بدين عنوان ياد مىكند .
من الاسير فى يديه المحبوس بلا جرم لديه يك نامهى طولانى كه ذكرش براى اين كتاب مناسب نيست و و هميننامه سبب شد كه ابو مسلم دستور داد بقتلش رسانند و گروهى برآنند كه ابو مسلم عبد اللَّه بن معاويه را در زندان مسموم ساخت و پس از مرگ سرش را براى عامر بن ضباره فرمانده نيروى شام فرستاد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٥٨