تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
( 1 ) مىگويد : هنگامى كه جنازه‌ى حسن بن على را به گور ميبردند مروان بن حكم پيش دويد و گوشه‌ى جنازه را بدوش گرفت . حسين عليه السلام به او گفت : - امروز نعش او را بر ميدارى اين تو نبودى كه ديروز زهر خشم و غم را جرعه جرعه بكام او ميريختى . مروان تصديق كرد : - بله من بودم . اما حريف من كسى بود كه حلم و شكيبائى و مناعت نفس او از كوههاى جهان هم سنگين‌تر بود . ابو حازم مىگويد : - حسين بن على سعيد بن عاص را واداشت كه بر جنازه برادرش نماز بخواند و بعد به او گفت : - اگر اين امر يك قاعده‌ى رسمى نبود ترا به پيشوائى جماعت بر نمىگزيدم . عمر بن بشير همدانى از ابو اسحاق پرسيد : - چه وقت مردم به مذلت و بدبختى فرو افتاده‌اند . ابو اسحاق جواب داد : - در آن روز كه حسن بن على از دنيا رحلت كرده و در آن وقت كه معاويه زياد بن عبيد را به ابو سفيان چسبانيده و هنگامى كه حجر بن