تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
( 1 ) عليه السلام التماس كرد كه آرام بگيرد . و بدين ترتيب نعش حسن عليه السلام را به بقيع بردند . مروان و همراهانش از آل اميه نيز بخانه‌ى خويش بازگشتند يحيى بن عبيد اللَّه چنين حديث مىكند : حسن بن على عليه السلام از عايشه خواهش كرد كه اجازه دهد براى او مزارى در كنار رسول اللَّه ترتيب بدهند . عايشه اين خواهش را پذيرفت ولى بنى اميه به فرياد در آمدند كه ما نمىگذاريم حسن با جدش رسول اكرم همسايه باشد . حسن عليه السلام از اين جريان آگاه شد فرمود : اكنون كه فتنه در كمين است مرا در بقيع . پهلوى مادرم فاطمه به خاك بسپاريد . و بنى هاشم نيز چنين كردند . على بن طاهر مىگويد : - هنگامى كه خواستند جنازه‌ى حسن را به خاك بسپارند عايشه بر قاطرى سوار شد و بنى اميه هم بدعوت مروان حكم تسليح كردند و طرفداران آل اميه نيز از جاى جنبيدند . در اين معنى گفته شده فيوما على بغل و يوما على جمل يك روز بر قاطر سوار شدن و روزى بر شتر نشستن جوير به پسر اسما