بدين خطاب مستطاب سرافراز گشت پاى خود را بر تنهء درخت خرما زد كه سر نداشت و خشك شده و سال خورده بود فى الحال بقدرت ذو الجلال برگ پيدا كرد و ثمره در او ظاهر گشت و خرماى تر و تازه از او فرو ريخت و گويند آن نخله بزميه بود و بروايت ماثوره از ابى عبد اللَّه ( ع ) عجوه بود آوردهاند كه چون مريم بر وضع حمل مشرف شد حق سبحانه و تعالى جمعى از ملائكه را فرستاد تا گرد مريم در آمدند و آن هنگام كه عيسى متولد شد او را فرو گرفتند و بشستند به آن چشمهء آب و در حرير بهشت پيچيده در كنار مريم نهادند و بوى ندا رسيد كه اى مريم نذر كن كه امروز روزهء صمت بدارى * ( فَإِمَّا تَرَيِنَّ ) * پس اگر به بينى * ( مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً ) * از آدميان كسى را كه طاعن تو باشد و از تو پرسد كه اينفرزند از كجا است * ( فَقُولِي ) * پس بگوى به او * ( إِنِّي نَذَرْتُ ) * بدرستى كه من نذر كردهام للرّحمن صوم براى خدا روزه را و در آن شريعت روزهء ايشان ترك طعام و كلام بوده و اين را روزهء صمت گويند و در شرع ما منسوخست * ( فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ ) * پس سخن نخواهم گفت امروز * ( إِنْسِيًّا ) * با هيچ آدمى بلكه با ملائكه سخن ميگويم و با حق سبحانه مناجات ميكنم و نزد ابن عباس صوم بمعنى صمت است يعنى بر خود واجب گردانيدهام كه سخن نكنم و به اين مقدار از سخن ماذون شده بود به جهت اخبار از نذر و بعد از آن ساكت شده و هيچ سخن نگفت و اينقول سديست و از جبائى مرويست كه حق سبحانه به او امر كرد كه روزهء صمت را نذر كند و اگر كسى با او تكلم كند به اشاره جواب او بدهد و بايماء مضمون * ( إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً ) * را تفهيم او كند زيرا كه معقول نيست كه بلسان خبر دهد كه من نذر كردهام كه سخن نگويم چه اين مكذب نذر او است و كريمه فاشارت اليه كه بعد از اينواقع شده مصدق اينقولست و بعضى گفتهاند كه ملائكه را به اين قول مخاطب ساخت و مردم او شنيدند پس نانى نذر او نباشد زيرا كه نذر او بر اين وجه بودى كه با آدمى سخن نگويد نه كه اصلا تكلم ننمايد و منطوق * ( فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا ) * شايد اينست و قول جبائى اوجه و اشهر است و امر او سبحانه مريم را به اين نذر از دو وجه بود يكى آنكه تا عيسى ( ع ) بجهة تكلم تبرئه مريم نمايد و او را از اين بهتان و ريب برهاند و طعن طاعن را قطع كند دوم بجهة كراهت محاولهء سفها و مجادله و مراجعت كلام با ايشان و در اين دلالت است بر آنكه سكوت از سفيه واجب است و ترك جواب اراذل كه سخن ايشان موجب اهانت و هتك عرض باشد لازم آوردهاند كه چون اهل مسجد مريم را در محراب او نديدند بتفحص او مشغول شده از هر جا و از هر كس ميجستند تا كسى نشان داد كه او را در بيت نجم ديدم قوم او بدانجا رفتند مريم چون ايشان را بديد عيسى را برداشته متوجه ايشان شد و مرويست كه عيسى در راه با مادر بسخن در آمد و گفت اى مادر من بندهء خدا و مسيح
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 398
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٩٨