تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
را مىنوشند و خوكها و سگهاى عراق در آن تمرغ « 1 » مىكنند ، منع كرده‌ايد . اينك تشنگى آنها را از پاى در آورده است ، بعد از محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم با ذرّيّه‌اش چه بدرفتار كرده‌ايد ! اگر توبه نكنيد و دست از كارى كه در اين روز و ساعت انجام مىدهيد برنداريد ، خدا به روز تشنگى سيرابتان نخواهد كرد . در اين هنگام مردى از آنان به حرّ حمله برد و تيرى به سويش پرتاب كرد [ و حرّ سخنانش را قطع كرد آنگاه ] نزد حسين عليه السّلام بازگشت و جلوى آن حضرت ايستاد . « 2 »

پيوستن يزيد بن زياد از سپاه كوفه به امام حسين عليه السّلام

( 1 ) يزيد بن زياد بن مهاجر از كسانى بود كه همراه عمر بن سعد [ از كوفه ] براى جنگ با امام حسين عليه السّلام بيرون آمده بود ولى ، وقتى [ سپاه عمر بن سعد ] پيشنهادها و شروط حسين [ عليه السّلام ] را نپذيرفت و [ تصميم گرفت تا با آن حضرت جنگ كند ] وى به امام عليه السّلام پيوست . « 3 » [ يزيد بن زياد از كسانى بود كه با خطبهء حرّ هدايت شد و در زمره ياران أبى عبد الله عليه السّلام به فوز شهادت نائل گرديد . ]

آغاز جنگ

( 2 ) عمر بن سعد به طرف [ اصحاب حسين عليه السّلام ] حمله كرد ، صدا زد آى ذويد ! پرچمت را نزديك بياور ، [ ذويد پرچم ] را نزديك آورد عمر سعد تيرش را در ميان كمانش نهاد و پرتاب كرد گفت : شهادت بدهيد كه من اولين كسى هستم كه تير پرتاب كردم . « 4 »
هامش
( 1 ) تمرّغ يعنى بردن آب در دهان و بيرون پاشيدن آن . ( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 / 428 و 429 ، ادامه خبر عدى بن حرمله و ارشاد 2 / 100 و 101 ، با كمى تغيير در الفاظ و عبارات . ( 3 ) تاريخ طبرى ، 5 / 445 و 446 ، به نقل از أبى مخنف از فضيل بن خديج كندى . ( 4 ) تاريخ طبرى ، 5 / 429 ، از أبى مخنف از صقعب بن زهير از سليمان بن ابى راشد از حميد بن مسلم و ارشاد ، 2 / 101 .