تدابيرى براى حفاظت از خيام
( 1 ) [ آنگاه حسين عليه السّلام ] نزد اصحابش رفت و به آنها دستور داد برخى از خيمهها را به برخى ديگر نزديك كنند ، به طورى كه طنابهاى خيمهها را تو در تو قرار دهند ، و خودشان بين خيمهها مستقر شوند ، و تنها يك طرف را براى آمدن دشمن آزاد بگذارند [ تا فقط از آن يكسو با دشمن بجنگند و ساير راههايى را كه به خيمهگاه منتهى مىشود مسدود نمايند . ] « 1 »
و [ حسين عليه السّلام ] براى جايى پشت خيمهها كه مانند جوى [ آب ] گود بود ، نى و هيزم آورد ، [ ابتدا ] ساعتى از شب را به كندن آن گودال پرداختند و آن را مثل خندقى درآوردند بعد هيزم و نىها را در آن ريختند و گفتند : وقتى بر ما حمله كردند و با ما جنگيدند در خندق آتش مىافروزيم تا از پشت به ما حمله نشود و تنها از يك سو با آنها [ سپاه دشمن ] مواجه شويم . « 2 »
عبادت و استغفار
( 2 ) وقتى كه آسمان بر حسين و اصحابش تاريك شد تمام شب را بيدار بوده نماز مىخواندند و استغفار مىكردند ، دعا مىخواندند و [ به درگاه الهى ] تضرّع مىنمودند .
مجادلهء برير با مأمورين ابن سعد
( 3 ) ضحّاك بن عبد الله مشرقى همدانى كسى كه از اصحاب حسين عليه السّلام بود ولى [ روز عاشورا ] از [ كشته شدن ] نجات پيدا كرد و مىگويد :
[ آن شب ] گروهى از سواران [ دشمن ] از كنار ما مىگذشتند و ما را زير نظر
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، 5 / 421 ، همان خبر و ارشاد ، 2 / 94 .
( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 / 422 ، به نقل از أبى مخنف از عبد الله بن عاصم از ضحّاك بن عبد الله مشرقى .