تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
بن سعد ] مرا مىطلبند ، و اگر به من دست يابند از تعقيب ديگران صرف نظر مىكنند . « 1 »

عكس العمل بنى هاشم : [ حضرت عباس و فرزندان عقيل ]

( 1 ) [ ابتدا ] عباس بن على [ عليه السّلام ] سخن را آغاز كرد و گفت : چرا اين كار را بكنيم ؟ آيا براى اينكه بعد از تو باقى بمانيم ؟ ! خدا هرگز چنين روزى را نياورد ! بعد برادران و فرزندان [ حسين عليه السّلام ] و فرزندان برادرش [ حسن عليه السّلام ] و دو پسر عبد الله بن جعفر [ محمد و عبد الله ] به همين نحو يا مانند آن سخن گفتند . آنگاه حسين عليه السّلام فرمود : اى فرزندان عقيل ! كشته شدن مسلم برايتان كافيست ، [ شما ديگر نمانيد ] برويد ، من به شما اجازه داده‌ام ! [ فرزندان عقيل ] گفتند : [ اگر ما برويم ] مردم چه خواهند گفت ؟ مىگويند ما بزرگ و آقايمان و فرزندان عمويمان ، آن هم [ فرزندان ] بهترين عموهايمان را رها كرده‌ايم ، در حالى كه [ حتى ] يك تير هم به دفاع از آنها پرتاب نكرده و يك نيزه در كنارشان نيفكنده و يك شمشير هم براى حمايت از آنان فرود نياورده‌ايم ، [ اصلًا ] ندانسته‌ايم چه كرده‌اند [ و چه شده‌اند ] نه به خدا قسم چنين نخواهيم كرد ! و جان‌ها و اموال خاندانمان را فدايت خواهيم نمود . و در كنار شما خواهيم جنگيد تا به جايگاه ورود شما وارد شويم ! خدا زندگى بعد از شما را زشت و كريه گرداند ! « 2 »
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، 5 / 419 ، به نقل از أبى مخنف از عبد الله بن عاصم فائشى از ضحاك بن عبد الله مشرقىّ . ( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 / 419 ، ادامه خبر ضحاك بن عبد الله مشرقىّ و ارشاد شيخ مفيد ، 2 / 91 و 92 ، با كمى تغيير و جابجايى و ابو الفرج سخنان فرزندان عقيل را با كمى تغيير از زبان همه بنى هاشم يعنى حضرت عباس و برادرانش و على بن الحسين و فرزندان عقيل نقل نموده است ، رك : مقاتل الطالبيين ، 74 و 75 ، به نقل از أبى مخنف .