شد ، پس در كار او به سان آن كس رفتار كن كه مىداند آثار تربيتش در دنيا مايهء افتخار و در پيشگاه خدا موجب نجات است و در رعايت وظايف تقصيرى روا نمىدارد .
17 . پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : رحمت خدا بر آن پدر كه لطف و محبّت و تعليم و تربيتش فرزند را در خوشرفتارى با وى يارى كند .
18 . و فرمود : خداوند دربارهء فرزندان و خويشان به شما سفارش مىكند ، هرچه نزديكتر ، بيشتر .
19 . هنگامى كه ابو بكر خلافت را ربود ، روز جمعه [ براى خطبهء نماز جمعه ] بالاى منبر رفت . حسن و حسين عليهما السلام هم آمادهء نماز جمعه بودند ، حسين پيش رفت تا جلو منبر و فرمود : « اين منبر پدر من است » .
ابو بكر [ سياست هميشگى را بهكار بست ] گريست و گفت : راست مىگويى اين منبر پدر تو است نه پدر من . در اين ميان امير المؤمنين عليه السلام وارد شد و علّت گريه را پرسيد . جريان را به عرض مباركش رساندند . فرمود : « ابو بكر ! پسر در هفت سالگى دندان مىريزد [ دندانهاى اوليه از هفت تا دوازده سالگى مىريزد ] .
در چهارده سالگى محتلم مىشود ، در بيست و چهار سالگى رشد قدش تكميل مىگردد و در بيست و هشت سالگى رشد عقليش به پايان مىرسد ، بعد از آن هر چه فرا گيرد ، تجربه و آزمايش است » .
20 . حضرت رضا عليه السلام مىفرمايد : پسر را بايد در هفت سالگى به نماز واداشت .
21 . پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : خوابگاه بچّههاى ده ساله را جدا كنيد .
22 . در حديث ديگر مىفرمايد : حقّ پسر بر پدر اين است كه مادرش را گرامى دارد ، نام زيبا بر او بگذارد ، قرآن به او بياموزد ، ختنهاش كند ، شنا تعليمش دهد و هنگام بلوغ او را به ازدواج درآورد و حقّ دختر اين است
الزواج في الإسلام (ازدواج در اسلام) (فارسى) — صفحة 221
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٢١