علاوه بر اينكه بايد لفظ براى معناى مورد نظر وضع شده باشد ، سامع نيز :
1 - عاقل و ذى شعور باشد . 2 - ملتفت باشد و نه غافل . 3 - علم به وضع داشته باشد .
* دلالت تصديقيّه چيست ؟
دلالت لفظ است بر اينكه متكلم از لفظ معنا را اراده كرده است .
به عبارت ديگر :
علاوه بر خطور معانى مفردات كلام در ذهن ، مخاطب و يا شنوندهء يك تصديق هم باشد .
يعنى : شنونده تصديق نمايد كه مراد و مقصود متكلم ، فلان امر است .
دلالت تصديقيه ، علاوه بر شرائط مذكور در دلالت تصوريّه ، داراى شرايط ذيل است :
1 - سامع بايد احراز كند كه متكلم در مقام بيان و تفهيم مقصودى است .
2 - سامع بايد احراز كند كه متكلم شوخى نداشته و جدّى است .
3 - سامع بايد احراز كند كه متكلم ، توجه و شعور به محتواى كلامش دارد .
4 - در كلام متكلم قرينهاى بر خلاف ظاهر كلام اقامه نشده باشد و الّا معناى مجازى مورد نظر مىباشد . مثل : جئنى باسد رامٍ .
* با توجه به مقدمات مذكور منظور شيخ الرئيس و شيخ طوسى از رأى مزبور چه بوده است ؟
اين بوده است كه دلالت تصديقيّه تابع اراده و متفرّع برآن است :
1 - تبعيّتى كه مقام اثبات از مقام ثبوت دارد .
2 - فرعيّتى كه مقام كشف از مقام واقع مكشوف دارد ، چرا كه تا ثبوت و مكشوفى نباشد ، اثبات و كشف و دلالتى نيز وجود ندارد .
پس :
دلالت تصوريّه كه مجرد خطور معناست و تابع قصد نيست مراد آن دو محقق نمىباشد .
* حاصل اشكال مستشكل در اينجا به جناب آخوند چيست ؟
مىگويد شما گفتيد هميشه و در هرجايى دلالت تصديقى تابع و فرع اراده است و حال آنكه موارد نقضى وجود دارد كه مىتوان ثابت كرد كه دلالت تصديقى تابع اراده نيست .
* اولين مورد نقض كه مستشكل پيدا كرده و بدان تمسّك جسته چيست ؟
آنجايى است كه متكلم در كلامش خطا مىكند .
فى المثل : مىخواهد بگويد : جاء محمد ، مىگويد : جاء سعيد .
در اينجا مراد او واقعا جاء محمد است ، لكن به اشتباه مىگويد جاء سعيد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٢٣