وقتى متكلم در مقام اثبات معنايى است و جهت تفهيم آن ، لفظ و كلمهاى القاء مىكند ، بايد معنا و مدلول آن لفظ نيز مورد نظر و مراد وى باشد .
اما اين غير از اينست كه بگوييم :
در مقام وضع الفاظ براى معانى ، قيد مراد و مقصود بودن معانى ملاحظه شده و الفاظ را بازاء معانى مراد و مقصود جعل نمودهاند .
پس : سخن اين دو بزرگوار با سخن ما در اينجا تنافى ندارد ، و لذا اهل فن گفتهاند :
اخذ به ظواهر كلمات و اسناد معانى مستفاد از ظاهر كلام متكلم در صورتى صحيح است كه احراز شود كه متكلم در مقام افادهء معناست و بدون چنين احرازى ، اخذ به ظاهر و التزام به دلالت لفظ بر معنا غيرممكن است ، اگرچه نفس لفظ و مجرد كلام : دلالت تصوريّه بر معنا داشته باشد ، يعنى : با شنيدن لفظ معناى موضوع له به ذهن خطور كند ، لكن اين مقدار در ظهور لفظ نسبت به معنا كافى نمىباشد و غرض و مقصود متكلم را اثبات نمىكند .
* حاصل و خلاصهء بيان مرحوم آخوند در تفسير شيخ الرئيس و شيخ الطائفه چيست ؟
اينست كه : هر كلامى كه از متكلم صادر مىشود داراى دو دلالت است :
الف : دلالت تصوريّه . ب : دلالت تصديقيّه .
حال :
1 - منظور اين دو محقق از تبعيت دلالت ، تبعيت دلالت تصديقيه از اراده است كه كلامى متين و بدون اشكال است ، لكن ربطى به بحث ما در اينجا ندارد .
2 - منظور مشهور از تبعيت دلالت از وضع ، دلالت تصورى است .
* دلالت تصوريّه يعنى چه ؟
يعنى : اصل تصور معنا و خطور آن در ذهن و يا خطور معنا به قلب به صرف سماع لفظ .
* انسان چگونه و از چه رهگذرهايى مىتواند معنا را تصور كند ؟
1 - گاهى بطور مستقيم معنا را از ذهن مىگذراند و تصور مىكند .
2 - گاهى بواسطهء الفاظى كه در ذهن مىآورد به معنا منتقل مىشود .
3 - گاهى بواسطهء ديدن و خواندن لفظ در كتاب و غير آن به معناى آن منتقل مىشود .
4 - گاهى بواسطهء شنيدن لفظ از لافظ به معنا منتقل مىشود چه اين لافظ داراى قصد باشد و چه داراى قصد نباشد .
* دلالت تصوريّه داراى چه شرايطى است ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٢٢