تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منابع فقه ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
مشروح در اين ضرورت زندگانى اجتماعى كه متأسفانه همواره مورد مسامحه قرار گرفته است ، نمىپردازيم و اى كاش رشته هاى متعددى براى شناسايى و قوانين ضرورى استعمال الفاظ در معانى مقصود مطرح گردد و ما بتوانيم از ضررهاى گوناگون اين بىاعتنايىها در امان باشيم . و بهر حال چند كلمهء فوق نيز مانند خيلى از كلمات ، بطور فراوان ، به سوء استعمال دچار مىگردد . ما بطور مختصر در بارهء شش كلمهء فوق توضيح مىدهيم : كلمات مزبور داراى معانى لغوى مىباشند كه با معانى اصطلاحى مقرره مناسبتى دارند مثلا دليل در لغت به نشان دهنده و رهبر و رهنما مىگويند . قاعده ، شىء مورد اتكاء مىباشد . مثلا قواعد خانه عبارتست از پايه هايى كه ديوارهاى خانه روى آن قرار گرفته است . قاعده به معناى ثابت و مستقر هم آمده است ، و با توجه به اين كه پايهء يك بنا هم بايستى به مناسبت هدفى كه از بنا منظور شده است ثابت و مستقر بوده باشد ، دو معناى مزبور با همديگر منافاتى ندارند . اصل عبارتست از ريشه و بيخ هر شىء اعم از نباتات و غيره . مبنى نقطهء اتكاء بنا را مىگويند . قانون كه از لغت يونانى « ارغانون »