نكند و احساس تكامل را كه شخصيت او را به ثمر خواهد رسانيد بايستى اشباع نمايد . براى بدست آوردن اين رشد و تكامل خداوند حكيم پيامبران و عقل و وجدان انسانى را بعنوان زبان گوياى خود به بشريت عنايت فرموده است . اين پيامبران ظاهرى و درونى تكاليفى را به انسان معرفى و ابلاغ مىكنند كه براى رشد و به ثمر رسانيدن شخصيت انسانى لازم الاتباع مىباشند .
بدون شك ، معناى اين مقررات و تكاليف در جهت مخالف طبيعت حيوانى انسان و در جهت موافق رشد انسانى خواهد بود . و باصطلاح معمولى مىگوييم انجام تكليف تلخ است . يا انجام وظيفه راه سنگلاخ است .
اما اين سختى و مشقت و يا به اصطلاح اين تلخى از آن جهت است كه در خلاف مسير طبيعت حيوانى ما مىباشد .
ولى با توجه به حكمت وجودى ما كه عبارتست از تكامل در اين جهان كه دامنهء آن متصل به ابديت و لقاء خداوندى و رجوع به سوى بارگاه ربوبى اوست ، نه تنها تلخ نيست بلكه شيرينتر از اين تكاليف براى روح انسانى چيزى وجود ندارد .
به همين جهت استعمال ضرر كه ناشى از زحمت و مشقت در راه انجام تكليف است بىمورد خواهد بود ؛ لذا اين كه
منابع فقه ( فارسي ) — صفحة 143
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٣