شاعران غدير در قرن يازدهم
- 79 - ابن ابى شافين بحرانى
- بزرگترين داغ و مصيبتى كه در زندگى داشتهام ، بلكه مصيبت گرانى كه ديگر مصائب در پيش آن كوچك و بيمقدار است .
- داغ و اندوهى كه همهء آفاق پر فروغ را تاريك كرده ، و چهره تقوى و دين را دژم و غبارين ساخته است ،
- مصيبتى كه كوههاى بلند ، از روياروئى با آن فرو مىريزد ، و فروغ يقين و ايمان . مكدر و تاريك مىگردد . . .
ادامهء اين ابيات به اينجا مىرسد كه :
- پيامبر بزرگوار كه از سرزمين مكه پاى بيرون نهاد ، و كسى را كه مقامش را پنهان داشته بودند ، معرفى نكرده بود .
- آنگاه كه به سوى غدير حركت كرد ، جبرئيل امين بر او بشارت آورد .
بر اينكه على را جانشين و ولى خود معرفى كند ، اين فرمان وحى الهى است ، كه نبايد در رساندن آن درنگ شود .
- گروهى از حاجيان كه پيش افتاده بودند ، آنها را برگرداند .
و گروههايى هم كه هنوز بدنبال او مىآمدند ، به محل غدير رسيده و گرد آمدند .