تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

شاعران غدير در قرن يازدهم

- 79 - ابن ابى شافين بحرانى

- بزرگترين داغ و مصيبتى كه در زندگى داشته‌ام ، بلكه مصيبت گرانى كه ديگر مصائب در پيش آن كوچك و بيمقدار است . - داغ و اندوهى كه همهء آفاق پر فروغ را تاريك كرده ، و چهره تقوى و دين را دژم و غبارين ساخته است ، - مصيبتى كه كوههاى بلند ، از روياروئى با آن فرو مىريزد ، و فروغ يقين و ايمان . مكدر و تاريك مىگردد . . . ادامهء اين ابيات به اينجا مىرسد كه : - پيامبر بزرگوار كه از سرزمين مكه پاى بيرون نهاد ، و كسى را كه مقامش را پنهان داشته بودند ، معرفى نكرده بود . - آنگاه كه به سوى غدير حركت كرد ، جبرئيل امين بر او بشارت آورد . بر اينكه على را جانشين و ولى خود معرفى كند ، اين فرمان وحى الهى است ، كه نبايد در رساندن آن درنگ شود . - گروهى از حاجيان كه پيش افتاده بودند ، آنها را برگرداند . و گروههايى هم كه هنوز بدنبال او مىآمدند ، به محل غدير رسيده و گرد آمدند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 65 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)