تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
شاخهء درخت بان را به رقص آورد . - برخيز تا روشنايى و فروغ اين چشم انداز را - كه طلا و نقره نثار مىكند - تماشا كنيم . - هرگاه مجوس و مشركان ، اين احوال را مىديدند ، به توحيد مىگرائيدند ، و از شرك بيزارى مىجستند . - هرگاه به سوى ما گذر كنى ، شادمان مىشويم . و چون در اين راه ، روى در خاك كشى ، زبان به درود و تحنيت بر مىگشائيم . شيخ بهائى در كشكول خود ص 65 ، از پدر خود ، بر همين قافيه ، 18 بيت نقل مىكند ، كه بيت نخستين آن اين است .
فاح عرف الصبا و صاح الديك فانتبه و انف عنك ما ينفيك
يعنى : باد صبا دامن گشود و عطر پراكند ، و خروس ناليدن گرفت ، پس بيدار و به هوش باش ، و آنچه را كه تراتبه كند ، از خويشتن دور كن . و پسرش شيخ بهائى با قصيدهء كافيه خود ، به معارضه اين شعر برخاسته و گفته است : - اى يار ، من خون خود را فداى تو مىكنم ، برخيز و از آن پيمانه‌هاى خوشگوار بياور . - پيمانه اى كه نور باده اش ، هرگاه كه در ظلمت گمراهى بيفتى ، ترا رهنمايى مىكند . - اى هم نواى دل من ، با آن پيمانه عشق ، دل گرفتار خود را درمان كن تا بهبود بخشد . - آن پيمانه عشق ، آتش موسى است ، از صفا و نور آن برخوردار شو . - اى دوست ، ترا اين باده و پيمانه بس ، در آشاميدن آن پاى بدار ، ترا از دشمنان بسنده است . اين دانشمند ، علاوه بر دانش بسيار و فضيلت استوارى كه دارد ، دو فرزند
الغدير ( فارسي ) — صفحة 61 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)