تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
توحيد و نبوت و امامت و عدل و معاد سروده ، و در اصول پنجگانه اسلام ، شعر ميميه اى دارد كه 108 بيت است . پدر اين شاعر - شيخ على - يكى از مشاهير روزگار خود بود ، كه صاحب حدائق در « لؤلؤة البحرين » گفته كه مردى فاضل ، و بويژهء در عربيت و معقولات استاد بوده ، و مدرس و امام جماعت ، و معاصر شيخ سليمان پسر عبد اللَّه ماحوزى بوده است . صاحب « رياض الجنه » احوال او را در روضه چهارم آورده است . شيخ حسن جد اين شاعر ، و همچنين جد اعلاى او شيخ يوسف بن حسن ، از فضلا بوده‌اند ، همين شخصيت اخير را ، شيخ حر در « امل الامل » ، فاضلى متبحر و شاعرى اديب در ميان معاصران ( خودش ) معرفى كرده است . صاحب حدائق در « لؤلؤة البحرين » ، از پدر دانشمندش نقل مىكند كه هنگامى كه شيخ يوسف حسن بحرانى وفات يافت ، و در آرامگاه « مشهد » كه مسجدى است در بحرين به خاك سپرده شد ، اتفاقا يكى از دو منارهء مسجد بر روى قبر اين شخص فرو ريخت ، و شيخ عيسى ( 1 ) كه از مزارش مىگذشت ، زنى ديد كه بر كنار آمگاه او نشسته ، و از افتادن اين مناره تعجب مىكند . شيخ عيسى اين ابيات را مناسب حال گفت : - زنى را ديدم ، كه در هيأت پارسايان نشسته ، - و استرجاع مىكند ( مىگويد : * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * ) ، در حالى كه او چه مىداند كه در آنجا چه كسى آرميده است . - او را گفتم كه اى از تبار پاكان ، تو بيهوده از اين اتفاق تعجب مىكنى . - اينجا كسى آرميده كه كمال يوسفى داشت ، و آن مناره از هيبت او ، به خاك افتاد و سجده كرد .
هامش
( 1 ) اين شخص ، يكى از افراد برجستهء آل عصفور و از خاندان شيخ فقيه متبحر شيخ يوسف صاحب « الحدائق » است ، شاعرى توانا و اديبى بارع بوده است .