پرش به محتوای اصلی

الغدير ( فارسي ) — صفحه 246

پدیدآورندگان:

ص۲۴۶
- آنگاه كه برق آسمانى ، شمشير خود را از غلاف بيرون كشد ، من آن را در آبدانها و گودالهاى بسيار نيكو سراغ مىگيرم . و اين گودال و آبدان ، گودال اشگهاى من است ، كه همچون دريايى ، از كثرت غم جارى است . - غديرى كه ياد آن براى من بسى زيبا و خوش است ، چرا كه شوق و عشق كسى را در دل زنده مىكند ، كه هر تشنه اى را سيراب مىكند . - غديرى كه پيامبر برگزيدهء خداوند صلَّى اللَّه عليه و آله در آن ، لباس ولايت را بر - اندام على عليه السّلام پوشانيد . - در ميان همهء مردم ، پيامبر به پا خاست ، و در ضمن خطابه اى على عليه السّلام را وصى خود ناميد . - فرمود كه در ميان شما حديثى را بيادگار مىنهم ، كه گروهى آن را پشت سر نهاده و فراموش مىكنند . - از اهل سقيفه ، جوانمردى ديده نمىشود كه از كشتن فرزندان او مبرا باشد . - آنان سبب ريختن خون زيد و يحيى و آنكسى هستند كه مشتاقانه قدم به ميدان گذاشت . - هرگاه اين شمشير ستم ، از جانب آنها كشيده نمىشد ، ديگر گنهكارى نمىماند . - گنهكارى كه اميد ميرود پدر امام حسن و حسين عليهم السّلام در حوض كوثر او را سيراب بكند ، ولى آنان همه از اين اميد محرومند . - در آن هنگام كه در روز محشر بيايى شفيع واقعى ، او خواهد بود ( 1 ) .
پاورقی
( 1 ) اين بخش را از « نسمة السحر » ج 1 گرفتيم ، كه در آن مؤيد باللَّه محمد پسر متوكل يمنى را مدح كرده است .